آیا لوپن رئیس جمهور آینده فرانسه است؟

از منظر اقتصادی و اجتماعی، شرایط در فرانسه برای خانم لوپن مهیاتر از شرایطی است که آقای ترامپ قبل از پیروزی با آن مواجه بود.

 

گیدون راشمن، تحلیل‌گر ارشد فاینشنال‌تایمز در حوزه بین‌الملل: آیا روزی هم می‌رسد که کسی وقتی می‌خواهد از سال‌های اول قرن بیست‌ویک بنویسد از آن با عنوان «ضدانقلابات [دو سوی] آتلانتیک» یاد کند؟ این اتفاق خواهد افتاد اگر به دنبال پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، مارین لوپن، رهبر حزب دست‌راستی جبهه ملی، هم در ماه می به عنوان رئیس‌جمهور  فرانسه انتخاب شود.جنبش‌هایی حامی ترامپ و لوپن در بسیاری ایده‌های با هم اشتراک دارند، در نفرت از اسلام، حمایت از ناسیونالیسم، پوپولیسم، حمایت‌گرایی، حمایت از برگزیت، همدلی با روسیه و نفرت از رسانه‌های جریان اصلی. هر دو رهبر می‌خواهند عقربه‌های ساعت را به عقب برگردانند و به دورانی محافظه‌کارتر از اکنون بازگردند،‌ به دورانی قبل از جهانی‌شدن و پذیرش تکثرفرهنگی.

 


 

انقلاب آمریکا در خلال سال‌های ۸۳-۱۷۷۵ با اندکی اختلاف زمانی با انقلاب سال ۱۷۸۹ فرانسه دنبال شد. طوری که زمانی تاریخ‌نگاران از سال‌های آخر قرن هجدهم با عنوان عصر «انقلابات [دو سوی] آتلانتیک» یاد می‌کردند.

آیا روزی هم می‌رسد که کسی وقتی می‌خواهد از سال‌های اول قرن بیست‌ویک بنویسد از آن با عنوان «ضدانقلابات [دو سوی] آتلانتیک» یاد کند؟ این اتفاق خواهد افتاد اگر به دنبال پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، مارین لوپن، رهبر حزب دست‌راستی جبهه ملی، هم در ماه می به عنوان رئیس‌جمهور  فرانسه انتخاب شود.جنبش‌هایی حامی ترامپ و لوپن در بسیاری ایده‌های با هم اشتراک دارند، در نفرت از اسلام، حمایت از ناسیونالیسم، پوپولیسم، حمایت‌گرایی، حمایت از برگزیت، همدلی با روسیه و نفرت از رسانه‌های جریان اصلی. هر دو رهبر می‌خواهند عقربه‌های ساعت را به عقب برگردانند و به دورانی محافظه‌کارتر از اکنون بازگردند،‌ به دورانی قبل از جهانی‌شدن و پذیرش تکثرفرهنگی. آن‌ها این کار را با سوار شدن روی موج ضدانقلابی نفرت علیه «طبقه حاکم لیبرال»‌(liberal establishment) انجام می‌دهند. خانم لوپن از پیروزی آقای ترامپ به عنوان سرآغاز عصری تازه، استقبال کرده است. و برخی از مشاوران نزدیک ترامپ، مانند استیو بنن، رابطه او و راست افراطی اروپا را افزایش داده‌اند.

از منظر سیاسی، لوپن باید فاصله‌اش با ترامپ را حفظ کند. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که رئیس‌جمهور آمریکا در نزد رای‌دهندگان فرانسوی، حتی آن‌ها که راست افراطی رای می‌دهند، نامحبوب است. اما در عوض، پیروزی ترامپ برای لوپن یک مزیت ایجاد می‌کند. چرا این به جنبش‌های ملی‌گرا و ضدجهانی‌شدن در اروپا انرژی می‌دهد. تازه بعد از پیروزی ترامپ و برگزیت، فرانسوی‌ها ترس کم‌تری دارند که پیروزی لوپن، آبروی فرانسه را ببرد یا آنرا منزوی کند.

از منظر اقتصادی و اجتماعی، شرایط در فرانسه برای خانم لوپن مهیاتر از شرایطی است که آقای ترامپ قبل از پیروزی با آن مواجه بود. تعداد کشته‌های ناشی از حملات تروریسم جهادی در فرانسه بسیاری بیشتر از آمریکا است. دلیلش هم سه حمله مرگ‌باری است که در ۱۸ ماه گذشته، دو تا در پاریس و یکی نیس، رخ داده است. تنش میان اقلیت مسلمان و بقیه جامعه در فرانسه بسیار بیشتر آمریکا است.همچنین بیکاری در فرانسه شدیدتر از آمریکا و رشد اقتصادی کُندتر از آمریکا است. برخلاف آمریکا، پوست فرانسه زیر محدودیت‌های بودجه‌ای اعمال‌شده توسط اتحادیه اروپایی کنده شده است. مسئله‌ای که موجب عصانیت فرانسوی‌ها به دلیل از دست رفتن حاکمیت‌شان می‌شود. چیزی که باز به نفع خانم لوپن می‌شود این است که نخبگان سیاسی فرانسه در برابر اتهامات خانم لوپن که می‌گوید آن‌ّها فاسد و بی‌دغدغه هستند، ساکتند. فرانسیس فیلون، نامزد راست میانه، بعد از اینکه همسر و دو فرزندش را با پول بیت‌المال استخدام کرد، تحت بازجویی رسمی است. امید بزرگ میانه‌روهای طرفدار اروپا امانوئل مارکون است، کاندیدایی جوان، مستقل و کاریزماتیک. اما به‌عنوان کسی که قبلا بانکدار بوده، در اکول ناسیونال دو ادمینسراسیون (Ecole Nationale d’Administration)، مهم‌ترین نهاد نخبگی فرانسه، تحصیل کرده و به شدت از سوی بروکسل حمایت می‌شود، نمادی است از همین طبقه حاکم نامحبوب.

خانم لوپن در نمایش تلویزیونی مهارت دارد و موجب گرمی بازار مناظرات تلویزیونی خواهد شد، مناظراتی که نقش مهمی در انتخابات ریاست‌جمهوری فرانسه دارند.

مهم‌ترین تفاوت روشن میان جنبش ترامپ و لوپن، چیزی که می‌تواند علیه راست افراطی فرانسه عمل کند، تازگی است. آقای ترامپ از ناکجا ظاهر شد (منظورم ناکجای سیاسی است)، حزب جمهوری‌خواه و بعدش ریاست‌جمهوری آمریکا را از آنِ خودش کرد. اما برعکس ترامپ، جبهه ملی به مدت چند دهه در حاشیه سیاست فرانسه بوده است، همان‌طور که سلسله لوپن‌ها چنین بوده‌اند.

از منظر تاریخی، سقف مشخصی برای حمایت از راست افراطی در فرانسه وجود داشته است که همیشه کمتر از ۵۰درصد آرایی است که برای ریاست‌جمهوری نیاز است. ژان ماری لوپن، پدر مارین لوپن، میزان رای کافی برای ورود به دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۰۲ را کسب کرد اما در دور دوم با کمتر از ۱۸درصد رای در برابر ژاک‌ شیراک که رئیس‌جمهور مستقر بود، شکست سنگینی خورد. جبهه ملی در انتخابات محلی ۲۰۱۵ عملکرد به نسبت خوبی داشت اما در دور دوم رای‌گیری سقف ۲۷درصد را زد. تحت شرایط عادی، ساختار انتخابات به شکلی است که همین میزان رای سنتی جبهه ملی هم تعیین‌کننده خواهد بود. در دور اول، کاندیداهای بسیاری هستند. پخش شدن آرا احتمالا باعث خواهد شد که خانم لوپن با آرای بیش از ۲۵درصد کل آرا بالا بیاید. اما در دور دوم، وقتی او تنها با یک کاندیدا روبرو شود، اکثریت طبیعی مخالف راست افراطی وارد بازی خواهد شد. تا همین اواخر، همین ایده درباره سقف طبیعی رای راست افراطی، سبب شده بود جریان اصلی سیاست فرانسه خیالش راحت باشد. اما چند نظرسنجی اخیر نشان داده‌اند خانم لوپن در دور دوم رای‌گیری از حمایت بالای ۴۰درصدی برخوردار خواهد بود. نتیجه یک نظرسنجی که هفته گذشته انجام شده نشان داده که او در برابر آقای فیلون ۴۵ درصد رای خواهد داشت، نتایج دو نظرسنجی اخیر هم نشان می‌دهند او در برابر آقای مارکون ۴۲درصد رای خواهد داشت. با توجه به اینکه دو ماه به انتخابات مانده است، این آمار نشان می‌دهد فاصله قابل پر شدن است. و تازه خانم لوپن احتمالا وضعیت بهتری خواهد داشت، اگر در دور دوم با کاندیدای چپ افراطی مواجه شود که این اتفاق زمانی خواهد افتاد که چپ بتواند نیروهای خود را متحد کند. مطمئنا هم‌اکنون طبقه نخبه فرانسه نگران است.

هفته گذشته در پاریس شاهد گفتگویی میان دو دوست قدیمی فرانسوی بودند که می‌پرسیدند «به چه کشوری می‌توانم مهاجرت کنم» به نظر آن‌ها پیروزی لوپن ناگهان خیلی جدی شده است. به نظر می‌رسد با آمریکایی که درش ترامپ قدرت گرفته و بریتانیایی که از اتحادیه اروپا خارج شده، گزینه‌ها برای مهاجرت در حال محدود شدن است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *