تری ایگلتون و پرسش‌هایی از مارکس

بعید است کسی شک کند که تری ایگلتون، مارکسیست دوآتیشه‌ی بریتانیایی، بدون مبالغه خوش‌ذوق‌ترین نظریه‌پرداز ادبی معاصر است. او نویسنده‌ای خلاق است که نوشته‌هایش بسیاری از زمینه‌های ادبی، سیاسی و اجتماعی را شامل می‌شود. شِگِرد ایگلتون، که شاید مهم‌ترین نکته‌ی محوری همه‌ی آثارش باشد، بحث‌برانگیز کردن مقولاتِ کلیشه‌ای و تکراری است. با این حساب، اگر از خواندن و شنیدن در مورد یک موضوع خسته شده‌اید، خودتان را به دست ایگلتون بسپارید. نوشته‌های مفصل او در مورد خواهران برونته مصداق بارز این مدعاست. مسائلی که برای‌مان «بدیهی» و «طبیعی»، «تکراری» و «خسته‌کننده» می‌نمایند، در نوشته‌های ایگلتون جانی تازه می‌گیرند. نوشته‌های او چه در مورد «ساموئل ریچاردسون» باشد، چه در مورد «سیلیکون ولی»، در مورد «مبتذل بودن خوشبینی» یا مضرات وجودی «سرمایه‌داری و مل گیبسون»، خواننده را حسابی سرذوق می‌آورد.
پرسش‌هایی از مارکس/ تری ایگلتون/ ترجمه‌ی صالح نجفی و رحمان بوذری/ نشر هرمس ۱۳۹۶/ ۳۰۰ صفحه/ ۳۷ هزار تومان

بعید است کسی شک کند که تری ایگلتون، مارکسیست دوآتیشه‌ی بریتانیایی، بدون مبالغه خوش‌ذوق‌ترین نظریه‌پرداز ادبی معاصر است. او نویسنده‌ای خلاق است که نوشته‌هایش بسیاری از زمینه‌های ادبی، سیاسی و اجتماعی را شامل می‌شود. شِگِرد ایگلتون، که شاید مهم‌ترین نکته‌ی محوری همه‌ی آثارش باشد، بحث‌برانگیز کردن مقولاتِ کلیشه‌ای و تکراری است. با این حساب، اگر از خواندن و شنیدن در مورد یک موضوع خسته شده‌اید، خودتان را به دست ایگلتون بسپارید. نوشته‌های مفصل او در مورد خواهران برونته مصداق بارز این مدعاست. مسائلی که برای‌مان «بدیهی» و «طبیعی»، «تکراری» و «خسته‌کننده» می‌نمایند، در نوشته‌های ایگلتون جانی تازه می‌گیرند. نوشته‌های او چه در مورد «ساموئل ریچاردسون» باشد، چه در مورد «سیلیکون ولی»، در مورد «مبتذل بودن خوشبینی» یا مضرات وجودی «سرمایه‌داری و مل گیبسون»، خواننده را حسابی سرذوق می‌آورد.
پرسش‌هایی از مارکس که البته آخرین نوشته‌ی او نیست، در امتداد همین ویژگی‌ها قرار می‌گیرد؛ او ده مسئله‌ی چالش برانگیزی که به مارکس نسبت داده می‌شود را در ده فصل از نو بازسازی می‌کند و سعی می‌کند خطوط استدلالی آن را با طنز ظریفشئ دوباره بیافریند. مسائلی که شاید در ظاهر تکراری بنمایند، اما طرح‌شان برای مسائل امروز جهان بسیار ضروری خواهند بود. چه شد که مارکسیم به مثابه ایدئولوژی کنار زده شد و سرمایه‌داری به مانند یگانه محتمل ممکن به همه‌ی گزینه‌ی ما روی میز بدل شد؟ آیا سرمایه‌داری بر همه‌ی مشکلات و معضلاتش فائق آمده که مارکسیست‌ها به مثابه برنده‌ترین و موشکافانه‌ترین منتقدان آن باید بازنشسته شود؟ پدران پا روی پا می‌گذارند و می‌گویند مارکسیسم اگر درست بود، در شوروی جواب می‌داد، دانشجویان از تکرار این واژه هراسانند و آفیسرهای سفارت امریکا در همه‌ کشورها از مسافران و مهاجران می‌پرسند که آیا احیانا آنها در امریکا قصد فعالیت تروریسیتی با کمونیستی دارند؟
ایگلتون سعی می‌کند ایرادهای متداولی که محافظه‌کاران و به طور کلی راست‌ها به آثار مارکس نسبت می‌دهند را مطرح کند و با حوصله به آنان پاسخ دهد. بسیاری از این ایرادها اساسا به چیزی گرفته می‌شود که در آثار مارکس وجود خارجی ندارد؛ مارکس کجا گفته که سوسیالیسم بهشت برین است که شما یوتوپیا را به آن نسبت می‌دهید؟ مارکس کی گفت که در جامعه‌ی غیرسرمایه‌دارانه و دهقانی، و منزوی از جهان انقلاب سوسیالیستی صورت بگیرد تا فقر و دیکتاتوری کره‌ی شمالی و استانیلیسم را به مارکس نسبت می‌دهید؟ خواندن کتاب پرسش‌های از مارکس هم لذت‌بخش است و هم مفید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *