پوشه‌های داعش: توحش و بوروکراسی

روزنامه‌نگاران نیویورک‌تایمز طی پنج سفر خود به عراق جنگ‌زده، در خلال جستجوهای خود در دفاتر دولتی پیشین خلافت داعش، هزاران نمونه اسناد و پرونده‌ یافتند؛ اسنادی که شبه‌نظامیان داعشی هم‌زمان با فروریختن «خلافتشان» آن‌ها را رها کردند. این نوشتار، ترجمه متن کامل روزنامه‌نگاران نیویورک تایمز از این سفرهاست، به همراه اسنادی از اداره حکوت در داعش. چند هفته پس از

روزنامه‌نگاران نیویورک‌تایمز طی پنج سفر خود به عراق جنگ‌زده، در خلال جستجوهای خود در دفاتر دولتی پیشین خلافت داعش، هزاران نمونه اسناد و پرونده‌ یافتند؛ اسنادی که شبه‌نظامیان داعشی هم‌زمان با فروریختن «خلافتشان» آن‌ها را رها کردند. این نوشتار، ترجمه متن کامل روزنامه‌نگاران نیویورک تایمز از این سفرهاست، به همراه اسنادی از اداره حکوت در داعش.

چند هفته پس از آن که شبه‌نظامیان داعشی موصل عراق را به اشغال خود درآوردند در حالی که در خیابان‌ها پرسه می‌زدند و افراط‌گرایان مذهبی‌اش قوانین را بازنویسی می‌کردند، دستوری از بلندگوهای مساجد محلی منتشر شد. براساس این دستور، کارمندان باید خود را به اداراتی که پیشتر در آن‌ها مشغول بودند، معرفی می‌کردند.

شبه‌نظامیان داعشی برای اطمینان از اینکه تمامی کارمندان این پیام را دریافت کرده‌اند، با سرپرست‌ها تماس گرفتند. وقتی یکی از این سرپرست‌ها تلاش کرد به بهانه‌ کمر درد از این دستور سرباز بزند با این تهدید رو به رو شد: اگه خودت را معرفی نکنی، پیدایت می‌کنیم و خودمان کمرت را می‌شکنیم.

در یکی از این تلاش‌ها، داعشی‌ها با محمدناصر حمود، کارمند باسابقه اداره کشاورزی عراق تماس گرفتند در حالی که او پشت درهای قفل‌زده خانه در کنار خانواده‌اش پنهان شده بود. او و همکارانش در نهایت ترس و تهدید نسبت به اینکه چه کار دیگری از دستشان برمی‌آمد به مجموعه شش طبقه خود بازگشتند که با پوسترهای بذرهای پیوندزده‌شده تزیین شده بود.

این کارمندان با ورود به محل کار سابق خود با صندلی‌هایی مواجه شدند که گویی برای یک مراسم سخنرانی، مرتب چیده شده بودند.

فرمانده‌ حاضر در این سخنرانی در بالای این اتاق طوری نشسته بود که همه بتوانند سلاحش را در جلد چرمی آویزان در کنار رانش ببینند. برای یک لحظه، تنها صدایی که شنیده می‌شد صدای دعای کارمندان وحشت‌زده‌ای بود که در میان نفس‌های بریده بریده، بسیار آرام‌ از دهانشان خارج می‌شد.

با این حال وحشت آن‌ها دلیلی نداشت. با وجود لحن تهدیدآمیزش، این فرمانده داعشی درخواستی کاملا بی‌خطر داشت: هر چه سریع‌تر کارتان را از سر بگیرید. یک برگه ورود در مقابل در اصلی هر اداره قرار خواهد گرفت و کسانی که در محل کار حاضر نشوند مجازات خواهند شد.

دیدار‌هایی شبیه این، در سراسر مناطق تحت کنترل داعش در سال ۲۰۱۴ صورت گرفت و به این ترتیب بود که کارمندان شهرداری به سرعت به کار خود در درست کردن خیابان‌ها که در نتیجه جنگ و درگیری از بین رفته بود، نقاشی خطوط عابر پیاده، تعمیر خطوط برق و نظارت بر پرداخت‌ها بازگشتند.

حمود در این باره توضیح می‌دهد: ما هیچ راهی به جز بازگشت به کار نداشتیم. ما همان کار سابق را انجام می‌دادیم غیر از این که اکنون دیگر به یک گروه تروریستی خدمت می‌کردیم.

محمد ناصر حمود مجبور به کار در وزارت صنایع کشاورزی داعش بود. به او دستور داده شد که املاک متعلق به غیر سنی ها را لیست کند و آنها را برای توزیع مجدد ببرد

 

این شبه‌نظامیان بی‌رحم که بیش از سه سال پیش از میان بیابان سربرآوردند، «دولتی» را پایه گذاری کردند که از سوی هیچ کسی غیر از خودشان به رسمیت شناخته نشد. و با این وجود این گروه برای حدود سه سال کنترل قسمت گسترده‌ای را در دست داشتند؛ قسمتی که از جنبه‌ای هم‌اندازه بریتانیا و دارای جمعیتی حدود ۱۲ میلیون نفر بود. این گروه در دوران اوجش، کنترل ۱۰۰ مایل از خط ساحلی لیبی، بخشی از جنگل‌های نیجریه و شهری در فیلیپین را در کنار مستعمراتی در دست کم ۱۳ کشور دیگر در دست داشت. تاکنون بزرگترین شهری که در کنترل این گروه بوده، موصل بوده است.

حامیان داعش در موصل – سال ۲۰۱۴

 

از زمان اعلام خلافت در سال ۲۰۱۴، گروه داعش بخش‌های بزرگی را در عراق و سوریه تحت کنترل داشته است اما پس از عقب رفتن از موصل و رقه در سال ۲۰۱۷ ، این گروه تقریبا تمامی قلمروی خود را از دست داد.

اکنون تقریبا تمامی قلمروی این گروه از دست آن‌ها خارج شده است اما چیزهایی که این گروه از خود برجای گذاشته است کمک می‌کند تا به این سوال مناقشه‌برانگیز درباره علت عمر نسبتا طولانی آن پاسخ داده شود: چگونه گروهی که نمایش‌ خشونت‌هایش جهان را علیه آن تهییج کرده بود، توانست در مناطقی گسترده، آن هم برای مدتی بسیار طولانی بماند؟

بخشی از پاسخ به این سوال را می‌توان در بیش از ۱۵ هزار اوراق و اسناد داخلی داعش یافت که در جریان پنج سفر یکی از خبرنگاران نیویورک‌تایمز به عراق، به دست او رسید.

اداره مخابرات داعش یک فرم درخواست را به سازمان آژانس تروریستی که مسئولیت اعطای جنگ افزارهای جنگی است، ارسال کرده و این ۱۶ لوازم خانگی را دریافت کرده.

 

این اسناد از کشوی میزهایی بیرون کشیده شده که شبه‌نظامیان داعش زمانی پشت آن می‌نشستند؛ از قفسه‌هایی که در پاسگاه‌های پلیس آن‌ها بوده؛ از طبقات مختلف دادگاه‌ها، کمدهای کمپ‌های آموزشی و خانه امیران آن؛ اسنادی که در میان آن‌ها حتی جزئیات بازداشت یک پسر ۱۴ ساله به دلیل شوخی هنگام نماز هم وجود دارد.

روزنامه نیویورک‌تایمز برای اطمینان از اعتبار این اسناد با کارشناسان خارجی همکاری کرد و هم‌زمان گروهی از خبرنگاران، ۱۵ماه صرف ترجمه و تحلیل صفحه به صفحه این اسناد کردند.

این یکی از ۲۷۳ اجاره‌نامه برای زمینهایی است که در حکومت داعش قرار داشتند.

به طور جداگانه هر صفحه از این اوراق حاوی تعاملات محدود و مشخصی هستند: انتقال زمین میان همسایگان، فروش یک تن گندم یا جریمه برای لباس نامناسب. اما این اسناد در کنار هم نشان‌دهنده اقدامات درونی سیستم پیچیده‌ای از حکومت است. این اوراق نشان می‌دهند که این گروه طی زمانی محدود، رویای خود را شناخته است: ایجاد یک حکومت مذهبی که براساس خوانش سختگیرانه خود از اسلام اداره می‌شود.

جهان، داعش را به توحش و ظلم آن می‌شناسد اما این گروه تنها با شمشیر حکومت نمی‌کرد. داعش قدرت خود را توسط دو ابزار مکمل گسترده کرد و آن توحش و بوروکراسی بود.

داعش دولتی ساخت که از نظر مدیریتی کارآمد بود و مالیات و زباله‌ها را جمع‌آوری می‌کرد. این دولت دفتر ثبت ازدواج داشت که بر آزمایشات پزشکی برای تضمین باروری زوج‌ها نظارت می‌کرد. این دولت برای کودکانی که تحت لوای پرچم سیاه داعش متولد می‌شدند، گواهی تولد صادر می‌کرد و حتی اداره راهنمایی و رانندگی خود را داشت.

این اسناد کشف شده و مصاحبه‌های صورت گرفته با ده‌ها تن از کسانی که تحت حاکمیت این گروه زندگی کرده‌اند، نشان می‌دهد که داعش در آن زمان خدمات بهتری ارائه می‌داده و خود را تواناتر از حکومتی نشان داده که جایگزینش شده است.

این اسناد و مدارک هم‌چنین نشان می‌دهند که این شبه‌نظامیان از اشتباهاتی که آمریکا در سال ۲۰۰۳ و پس از حمله به عراق مرتکب شد، بسیار آموخته‌اند. از جمله این اشتباهات می‌توان به تصمیم آمریکا برای پاکسازی اعضای حزب حاکم صدام از سمت‌های مختلف و منع آن‌ها از استخدام در آینده اشاره کرد؛ اقدامی که با برکناری دولت بعث ادامه یافت اما هم‌چنین به موسسات اداری این کشور ضربه‌ای وارد و خلایی ایجاد کرد که گروهی چون داعش برای پر کردن آن به عراق هجوم آوردند.

اندکی بیشتر از یک دهه بعد، پس از اشغال مناطق گسترده‌ای از عراق و سوریه، این شبه‌نظامیان ترفند متفاوتی را در پیش گرفتند؛ آن‌ها با جذب صدها تن از نیروهای دولت قبلی که از چگونگی مدیریت اطلاع داشتند، دولت خود را روی دولتی ساختند که پیش از این وجود داشت. در یکی از بررسی‌هایی که درباره چگونگی حکمرانی این گروه صورت گرفته، الگویی نشان داده شده که در آن همکاری‌هایی میان شبه‌نظامیان و غیرنظامیان زیر یوغ آن‌ها وجود داشته است.

یکی از کلید‌های موفقیت آن‌ها، راه‌های متعدد کسب درآمد بوده است. داعش از منابع متعددی درآمد داشت که حملات هوایی به تنهایی برای نابودی آن‌ها کافی نبود.

دفاتر مالی، رسیدها و بودجه‌های ماهیانه توضیح می‌دهند که این شبه‌نظامیان چگونه از هر اینچ از قلمروی خود کسب درآمد می‌کرده‌اند، از هر پیمانه برنج، لیتر شیر گوسفند و هر هندوانه‌ای که در بازارهای مناطق تحت سیطره آن‌ها خرید و فروش می‌شد مالیات می‌گرفتند. برخلاف تصور رایج، داعش از نظر اقتصادی کاملا متکی به خود و نه حامیان خارجی بود.

عجیب‌تر از این حتی اینکه این اسناد شواهدی ارائه داده‌اند که براساس آن می‌توان گفت درآمد داعش از محل مالیات به مراتب بیشتر از درآمد آن از فروش نفت بوده است. در واقع این تجارت روزانه و کشاورزی و نه تولیدات نفتی بوده که اقتصاد این خلافت را قدرتمند کرده بوده است.

ائتلاف تحت رهبری آمریکا که تلاش داشت داعش را از منطقه خارج کند، بیهوده تقلا کرد تا با بمباران تاسیسات نفتی تحت کنترل این گروه، آن را به چالش بکشاند. به طور قطع بمباران زمین‌های جو بسیار دشوارتر از بمباران تاسیسات نفتی است و این اتفاق تا تابستان گذشته و عملیات گسترده در موصل که بسیاری آن را با بدترین درگیری‌های جنگ جهانی دوم مقایسه می‌کردند، رخ نداد؛ عملیاتی که داعش طی آن دست از موصل کشید.

پس از آنکه دولت شبه‌نظامیان داعش فروپاشید، نحوه فعالیت آن‌ها برای استفاده دیگران بر جای ماند.

فواض ای. گرگز، نویسنده «داعش: یک تاریخ» در این باره می‌گوید: ما دولت اسلامی را به عنوان یک گروه وحشی رد می‌کنیم؛ این گروه وحشی است. ما داعش را به عنوان یک گروه با رفتارهای بدوی رد می‌کنیم. آن‌ها بدوی رفتار می‌کنند اما هم‌زمان این افراد وحشی دریافته‌ بودند که به اداره‌ها نیاز دارند.

گرگز ادامه می‌دهد: ظرفیت گروه داعش برای حکومت کردن به اندازه تمایل آن‌ها به جنگ و خونریزی وحشتناک است.

سرزمینی برای اشغال

یک روز پس از دیدار میان کارمندان و فرمانده داعشی، حمود که خود یک سنی بود به کارش بازگشت و متوجه شد که اکنون صد درصد کارمندان سنی و هم‌مذهب گروه داعش هستند. همکاران شیعه و مسیحی حمود که پیش از این در اداره با او کار می‌کردند حالا همگی گریخته بودند.

برای مدتی فعالیت‌های حمود و کارمندانی که تحت نظارت او در اداره کشاورزی کار می‌کردند مانند گذشته پیش رفت. حتی کاغذ و سربرگ‌هایی که آنها استفاده می‌کردند همان کاغذهای قدیمی بود با این تفاوت که به کارمندان دستور داده شده بود با ماژیک لوگوی دولت عراق را بپوشانند.

اما مدتی بعد مردان ریش‌بلندی که مدیریت اداره حمود را برعهده داشتند برنامه دیگری را درپیش گرفتند و به آرامی درصدد قانونی کردن این برنامه برآمدند.

نسل‌هاست که افراط گرایان رویای ایجاد یک خلافت را در سر می‌پروراندند. اسامه بن لادن، معمولا از این رویا سخن می‌گفت و گروهی از هواداران او اکنون تحقق چنین رویایی را  با حکمرانی در شن‌زارهای مالی، سنگلاخ‌های یمن و گوشه‌ای از عراق محک زدند. هدف آن‌ها احیای جامعه دوران پیامبر اسلام بود.

در موصل اداره کشاورزی به دیوان زراعت یا در ترجمه وزارت کشاورزی تغییر نام داد. اصطلاح «دیوان» به قرن هفتم و دوران یکی از اولین خلفا برمی‌گردد.

داعش سربرگ‌های جدیدی منتشر کرده که از فعالیت دست کم ۱۴ اداره و تغییر آن به دیوان در این دولت خبر می‌دهند. پس از آن این گروه دیوان‌های جدیدی را راه‌اندازی کرد که پیش از این وجود نداشتند: دیوانی با نام «حساب»  تشکیل شد که مردم به سرعت دریافتند، پلیس اخلاقی است. دیوان دیگری برای تاراج آثار باستانی  و دیگری برای غنایم جنگی اختصاص یافت.

مسئله‌ای که در آغاز تغییراتی تزئینی در اداره حمود محسوب می‌شد به سرعت به تغییراتی بسیار گسترده تبدیل شد. این شبه‌نظامیان زنان را به صورت دائم از کار برکنار و مراکز مراقبتی روزانه را تعطیل کردند. آن‌ها هم‌چنین دفتر اداره دادگستری در این شهر را بستند و اعلام کردند از این مرحله به بعد تمامی مناقشات براساس قانون خدا حل و فصل خواهند شد. این گروه با اداره هواشناسی نیز همین کار را کرد چرا که معتقد بود باران، هدیه‌ای از سوی خداست و انسان‌ها چه کسانی هستند که این هدیه را اندازه‌گیری کنند؟

علاوه بر این به کارمندان گفته شد دیگر اجازه اصلاح صورت خود را ندارند و باید اطمینان یابند که پاچه شلوارشان به قوزک پا نمی‌رسد. جزوه‌های گلاسه‌ای مانند این نمونه، حتی نقطه‌ای که در آن چرم گوساله به عنوان سجاف در لباس اصحاب پیامبر در ۱۴۰۰ سال پیش استفاده می‌شده، منتشر و در آن از مردم خواسته شد این پوشش را رعایت کنند.

این جزوه تحت عنوان «حدود لباس‌های مردانه» به مردان می‌گفت که برای پیروی راه حضرت محمد (ص) چگونه پوششی داشته باشند. این جزوه که در سفر یکی از کارمندان تایمز به عراق در سال ۲۰۱۷ پیدا شده نسخه اینترنتی نیز دارد.

در نهایت، حمود ۵۷ ساله که به موهای شانه کرده و لباس‌های رسمی عادت داشت، دست از خرید ریش‌تراش برداشت و از همسرش خواست شلوارهایش را پنج سانتیمتر کوتاه کند.

اما بزرگترین تغییر پنج ماه پس از حکومت داعش رخ داد؛ زمانی که این گروه، فعالیت صدها تن از افرادی را که با اکراه به کار خود بازگشته بودند به مشارکت مستقیم در دولت اسلامی تغییر داد. این تغییر، اداره‌ای را که حمود سرپرستی آن را برعهده داشت نیز کاملا درگیر کرد؛ اداره‌ای که مسئول اجاره دادن زمین‌های تحت تملک دولت به کشاورزان بود.

شبه‌نظامیان داعش برای افزایش درآمد خود به اداره کشاورزی دستور دادند تا روند اجاره زمین‌ها را با کوتاه کردن دوران یک هفته‌ای درخواست به یک روز تسریع بخشند.

این تنها شروع ماجرا بود.

پس از آن بود که کارمندان دولت دستور گرفتند که باید اجاره دادن دارایی‌هایی را که متعلق به دولت نیست، آغاز کنند. دستورالعمل این کار در دستن‌نوشته‌ای ۲۷ صفحه‌ای با طرحی از جمله «خلافت در مسیر رسالت» منتشر شد. در این کتابچه، برنامه برای غارت دارایی‌های اعضای سایر گروه‌های مذهبی که این گروه آن‌ها را طرد کرده بودند و استفاده از این دارایی‌ها به عنوان سرمایه اولیه این خلافت تشریح شده بود.

آن طور که در این کتابچه آمده است، دارایی‌های یکایک شیعیان، مرتدین، مسیحیان، ناصری‌ها و یزیدی‌ها براساس دستور قانونی که مستقیما از سوی قوه‌قضاییه صادر شده است، «مصادره» می‌شود.

اعضای گروه داعش منحصرا سنی هستند و خود را تنها مومنان واقعی می‌دانند. در این میان اداره تحت سرپرستی حمود نیز دستور گرفته بود که لیست کاملی از دارایی‌های غیرسنی‌ها تهیه و برای مصادره آن‌ها جهت توزیع مجدد اقدام کنند.

این مصادرات با این حال به زمین‌ها و خانه‌های خانواده‌هایی که داعش آن‌ها را از سرزمین‌شان بیرون رانده بود، خلاصه نشدند بلکه وزارتخانه‌ای برای جمع‌‌آوری و فروش مجدد تخت‌ها، میزها،کتابخانه‌ها و حتی چنگال‌هایی که شبه‌نظامیان از خانه‌ها غارت می‌کردند، تشکیل شد؛ وزارتخانه‌ای که آن را وزارت غنایم جنگی نام‌‌گذاری کرده بودند.

این وزارتخانه در ساختمانی سنگی در غرب موصل قرار داشت که در نبرد آزادسازی در حملات هوایی هدف قرار و آتش گرفت. در این حمله ساختمان تقریبا ویران و دیوارهای باقی مانده هم بر اثر آتش‌سوزی سیاه شد اما وسایل نیمه‌سوخته باقی‌مانده هم‌چنان داستانی برای گفتن داشتند. در این ساختمان از هر اتاق به عنوان انباری برای وسایل خانه چون بخاری نفتی، وسایل آشپزی، وسایل مربوط به کولرها و مخازن آب استفاده می‌شد.

اندک اسنادی که در این حمله از بین نرفته است، نشان می‌دهند که وسایل غارت شده از گروهای مذهبی که مجبور به ترک محل زندگی‌شان شده‌اند چگونه به عنوان جایزه به شبه‌نظامیان داعش تعلق می‌گرفته است.

در نوشته‌ای که در کاغذی با سربرگ اداره اسرا و شهدای دولت اسلامی نگاشته شده، آمده است: لطفا با درخواست خانواده برادر فقید درید صالح خلف، موافقت نمایید. در این نامه یک گاز و ماشین ظرفشویی درخواست شده بوده است. در پایان این نامه یادداشتی این‌چنینی نوشته شده بود: یک تلویزیون پلاسما و گاز تعلق بگیرد.

در درخواست دیگری از سوی اداره ارتباطات این خلافت، در میان وسایل متعدد، چوب لباسی نیز درخواست شده است.

وعده دولت اسلامی در حمایت از شهروندان خود از جمله ارائه مسکن رایگان به اعضای خارجی از جاذبه‌های آن محسوب می‌شده است.

کاهینا الحدره، بانوی جوان فرانسوی که در سال ۲۰۱۵ به داعش پیوست، در ای‌میلی به معلم راهنمایی خود نوشته بود: من در موصل هستم و واقعا اینجا عالی است.

در ادامه این ای‌میل که رونوشتی از آن در گزارشی از یگان جنایی پاریس ارائه شده و به دست روزنامه تایمز رسیده، آمده است: من آپارتمانی کاملا مبله دارم و نه تنها اجاره که پول آب و برق هم نمی‌دهم. زندگی خوب این است. من حتی یک چنگال ساده هم خودم نخریدم.

کاهینا در پاسخ به ای‌میل معلم نگرانش که به او خاطرنشان می‌کند این خانه احتمالا از خانواده دیگری دزدیده شده، می‌نویسد: حقشان بوده؛ شیعه‌های کثیف!

براساس گزارش‌های پلیس، الحدره همسر باردار یکی از اعضای داعش بوده که در عملیات انتحاری این گروه در تئاتر بتکلان در جریان حملات ۲۰۱۵ پاریس خودش را منفجر کرد.

در سال ۲۰۱۳ زمانی که در مالی از وضعیت القاعده گزارش تهیه می‌کردم، عادت کرده بودم که لابه‌لای زباله‌های باقی مانده از تروریست‌ها دنبال اسناد و مدارک بگردم. محلی‌ها آدرس ساختمان‌هایی را که این گروه‌ در بیایان‌های تیمبوکتو در اشغال خود داشتند، می‌شناختند. زیر مبل‌های به هم ریخته و کمدهای بایگانی رها شده، نامه‌هایی یافتم که شبه‌نظامیان در سراسر شن‌زارهای این منطقه جا به جا می‌کردند تا برای رویکرد خود نسبت به جهاد تبلیغ کنند.

آن اسناد فعالیت‌های داخلی القاعده را نشان داد و سال‌ها بعد من از همین روش برای بررسی فعالیت‌های داعش استفاده کردم.

زمانی که نیروهای ائتلاف ضدداعش حرکت خود را برای عقب راندن این گروه از موصل در اواخر سال ۲۰۱۶ آغاز کردند، به سرعت خود را به عراق رساندم. سه هفته تلاش من برای یافتن هر گونه سند و مدرکی با شکست مواجه شد. تلاش‌های هر روز اعضای تیم من برای دسترسی به ساختمان‌هایی که منقش به لوگوی داعش بودند، تنها با کشوهای خالی میزهای متعدد و هارد دیسک‌هایی که از کیس کامپیوترها جدا شده بود، مواجه می‌شد.

پس از آن تنها یک روز پیش از پرواز بازگشت، مردی را دیدیم که به یاد داشت دسته‌ای از اوراق و کاغذهای مربوط به گروه داعش را در مرکز استانی وزارت کشاورزی این گروه در روستای کوچکی به نام عمر خان در ۲۵ مایلی جنوب‌شرق موصل دیده است. روز بعد ما به این منطقه رفتیم که شاید بزرگتر از یک خال هم روی نقشه نینوا نبود و پس از آن وارد خانه پلاک ۴۷ شدیم.

هنگامی که در این خانه را باز کردیم و کمدها را دیدیم که با درهای باز رها شده‌اند قلبم ایستاد؛ علامتی روشن از اینکه این خانه پاکسازی شده است.

اما در راه خروج از آن، اتاقکی بیرون این خانه قرار داشت که توجه مرا به خود جلب کرد. وقتی در آن را باز کردیم، مقدار زیادی پوشه‌ زرددر حالی که به هم بسته شده بودند روی زمین رها شده بودند.

یکی از این پوشه‌ها را از لا به لای دیگر پوشه‌ها بیرون آوردیم و زیر نور آفتاب باز کردیم؛ پرچم مشکی دولت اسلامی که ادعا می‌کنند توسط شخص پیامبر به اهتزاز درآورده شده روی این کاغذها جایی برای تردید باقی نمی‌گذاشت.

هر یک از این پوشه‌ها که در مجموع ۲۷۳ پوشه بودند، نقشه شناسایی زمین‌هایی را شامل می‌شد که به گروه‌های مذهبی تعلق داشت که از نظر این گروه ممنوع و مطرود تلقی می‌شدند. هر پوشه زردرنگ حاوی درخواستی دست‌نویس از سوی یک سنی بود که درخواست مصادره آن ملک را داشت.

چنین اقدامی، روندی چند مرحله‌ای دارد که با گزارش نقشه‌بردار آغاز می‌شود که در آن نقشه زمین تهیه و ویژگی‌های مهم توپوگرافیک و تحقیقات درباره مالکیت آن ارائه می‌شود. زمانی که مشخص شود این زمین متعلق به یکی از گروه‌های موردنظر بوده است، به عنوان دارایی دولت اسلامی مصادره می‌شود. پس از آن توافقی صورت می‌گیرد که به موجب آن مستاجر حق اجاره یا ایجاد تغییر در زمین را بدون اجازه این گروه ندارد.

اسنادی که در آن اتاقک پیدا شد به من یاد داد که در این مسیر سخت استقامت کنم؛ آموختم برای اینکه از سرنخ‌ها و داستانشان سردربیاورم باید با «باقیه» به عنوان اولین کلمه شعار دولت اسلامی شروع کنم؛ کلمه‌ای که می‌توان آن را استقامت کردن ترجمه کرد و می‌توان آن را بر روی ساختمان‌هایی که به اشغال داعش درآمده‌اند، دید؛ شعاری که بر ادعای این گروه مبنی بر تداوم یافتن تاکید می‌کند.

زمانی که ما اطمینان پیدا کردیم که این ساختمان در اشغال داعش بوده است، تشک‌های موجود و  تخت‌ها را جابه‌جا کردیم؛ کمد‌ها و کابینت‌های آشپزخانه را خالی کردیم، پله‌ها را تا پشت‌بام بالا رفتیم و تمام زمین خانه را گشتیم.

خطر مین‌گذاری و تله‌های مهلک کل گروه را تهدید می‌کرد. در یک ویلا ما مجموعه‌ای از اسناد را پیدا کردیم اما تنها توانستیم یکی از اتاق‌ها را به خوبی جست‌وجو کنیم چرا که نیروهای امنیتی بمب عمل نکرده‌ای را در این خانه پیدا کردند.

به دلیل نزدیکی این خانه‌ها به خطوط مقدم، نیروهای امنیتی عراقی تقریبا همیشه گروه ما را همراهی می‌کردند. آن‌ها اجازه برداشتن اسناد و راه را به ما نشان می‌دادند. هم‌زمان این نیروها که حفاظت ما را تامین می‌کردند به منبع ما تبدیل شدند و هر چیزی که در این جست‌وجوها می‌یافتند در اختیار ما قرار می‌دادند و به این ترتیب تعداد اسناد کشفی ما را به صدها مورد رساندند.

روزنامه تایمز از شش تحلیلگر خواست تا این اسناد کشف شده را مورد بررسی قرار دهند. در میان این تحلیلگران ایمن جواد التمیمی حضور داشت که آرشیو خود از اسناد داعش را دارد و اولین کتاب را در مورد چگونگی تشخیص اسناد جعلی گروه داعش، نوشته است. مارا روکین، از محققان دانشگاه ییل که به منظور بررسی نحوه مدیریت داعش، سفرهای متعددی به موصل داشته نیز از دیگر تحلیلگران این گروه بوده است. در کنار این افراد، گروهی از تحلیلگران مرکز مبارزه با تروریسم وست پوینت که پیشتر اسناد کشف شدن از محل اختفای بن‌لادن در پاکستان را بررسی کرده بودند در این امر مشارکت داشته‌اند.

این گروه اعلام کردند که اسناد کشف شده در عراق، بر اساس علامت‌گذاری‌ها، لوگوها و مهرها و هم‌چنین اسامی ادارات دولتی، معتبر هستند. واژه‌شناسی و طراحی این اسناد با سایر مدارکی که از سوی این گروه در سایر بخش‌های خلافت از جمله در لیبی منتشر و بعدتر کشف شده بود، تطابق داشت.

با ترجمه هر یک از قراردادها و اسناد موجود در نیویورک، مشخص شد که پای بخش زیادی از اسناد امضای یک نفر وجود دارد: محمود اسماعیل سلیم، سرپرست فنی اداره نظارت بر زمین‌ها.

در اولین سفرم به عراق پس از مطالعه این اسناد، تعدادی از این قراردادها را به یک پلیس محلی نشان دادم. او امضا را شناخت و پیشنهاد داد تا من را تا خانه این کارمند داعشی ببرد.

این پلیس در پاسخ به سوالم مبنی بر اینکه چرا فردی که در فعالیت‌های داعش در ربودن زمین‌ها  مشارکت داشته بازداشت نشده است، شانه بالا انداخت و توضیح داد که همکاران او از بازجویی افرادی که در کنار داعش کشته و زخمی شده‌اند، به ستوه آمده‌اند و آن‌ها زمان کافی برای پیگیری وضعیت صدها کارمندی را که در دولت اسلامی کار کرده‌اند، ندارد.

چند ساعت بعد، مردی که امضایش پای قراردادهای زمین‌های مصادره شده یک کشیش، باغ‌های متعلق به یک صومعه و اسناد قانونی زمین دزدیده شده از یک خانواده شیعه بود ما را به خانه ساده‌اش راه داد.

تنها شی تزئینی در پذیرایی خانه او یک ساعت شکسته بود که عقربه‌اش بین ۱۰:۴۳ و ۱۰:۴۴ می‌لرزید.

سلیم ۶۳ ساله که سری رو به پایین گرفته بود و عینکی ضخیم به چشم داشت، کاملا عصبی به نظر می‌رسید. او توضیح داد که سال‌ها مسئول دفتر استانی اداره کشاورزی عراق بوده است؛ جایی که در آن به حمود که ما چند روز بعد برای اولین بار با او ملاقات کردیم، گزارش کار می‌داده است.

سلیم امضاهای خود پای قراردادها را تایید کرد اما در حالی که به شدت عرق کرده بود ادعا کرد که مجبور شده تا به عضویت در ادارات یک دولت تروریستی تن بدهد.

او در این باره گفت: آن‌ها پرونده‌های ما را گرفتند و بررسی کردند که کدام یک از زمین‌ها و دارایی‌ها به شیعیان، مرتدین و کسانی که از این خلافت گریخته‌اند، تعلق دارد.

سلیم از مخبرینی می‌گوید که به آدرس‌های متعلق به شیعیان و مسیحیان تماس می‌گرفته‌اند.

به سنی‌هایی که آنقدر فقیر بودند که نمی‌توانستند پیشاپیش هزینه اجاره خانه‌ای را بپردازند، قراردادی از سوی داعش برای کشاورزی استیجاری ارائه می‌شد که اجازه می‌داد سنی‌ها در ازای یک سوم کشت بعدی، خانه ربوده شده را در تصرف خود داشته باشند.

در روزهای شلوغ، کشاورزان سنی که از رفتار دولت شیعی عراق در قبال خود خشمگین بودند، صفی طولانی در اطراف دفتر سلیم تشکیل می‌دادند. در همان محلی که ما پوشه‌های زرد رنگ را پیدا کردیم سلیم با مردانی رو به رو می‌شد که آن‌ها را می‌شناخت؛ مردانی که فرزندانشان با فرزندان او هم‌بازی بودند. آن‌ها برای دزدیدن زمین دیگر مردانی می‌آمدند که سلیم آن‌ها را نیز می‌شناخت؛ مردانی که فرزندان آن‌ها نیز در کنار فرزندان او بزرگ شده بودند.

با حرکت خودکار سلیم، کشاورزانی مزارع پدری خود را از دست می‌دادند، میراث پسرانشان ربوده می‌شد و سرمایه کل خانواده‌ها که نسل‌ها برای جمع‌آوری آن تلاش شده بود به باد می‌رفت.

سلیم در حالی که دوست داشت از سوی کسی درک شود، توضیح داد: این‌ها روابطی بود که ما طی دهه‌ها، از زمان پدر و پدر پدرم ساخته بودیم. آن‌ها برادران من بودند اما ما مجبور بودیم این کار را بکنیم.

پاکسازی محض

در حالی که سال ۲۰۱۴ جای خود را به سال ۲۰۱۵ می‌داد و حمود و همکارانش به تداوم فعالیت دولت اسلامی کمک می‌کردند، سربازان داعشی بازسازی تمامی جنبه‌های زندگی در موصل را آغاز و از نقش زنان در آن شروع کردند.

بیلبوردهایی در شهر بالا رفت که روی آن‌ها تصاویری از زنانی که کاملا پوشیده شده بودند، منتشر شده بود. این شبه‌نظامیان یک کارخانه نساجی را به اجبار به خدمت گرفته بودند که تولید قواره‌های این نوع پوشش زنانه را آغاز کرده بود. به سرعت هرازان دست نقاب وارد بازار شد و زنانی که حاضر به پذیرش این پوشش نمی‌شدند، جریمه می‌شدند.

حمود که با نام «ابو سارا» شناخته می‌شود هم برای دخترش نقابی خرید.

حمود در مسیر خود به کار و خانه، ترجیح می‌داد با عبور از گوشه خیابان توجهی به اعدام‌هایی که در میان خیل عظیم جمعیت در میادین عمومی صورت می‌گرفت، نکند. در یکی از این اعدام‌ها، دختری نوجوان به اتهام زنا، از ماشینی بیرون کشیده و به زانو انداخته شد. پس از آن تخته سنگی به سمت سرش پرتاب شد. روی یک پل، اجساد افراد متهم به جاسوسی از نرده‌ها آویزان شده بود.

اما در همین خیابان که تصویری این چنین را در خود جای داده بود، حمود به نکته‌ای اشاره می‌کند که از آن شرمنده می‌شود: خیابان‌ها به طرز چشمگیری تمیزتر از زمان حکومت عراق بودند.

عمر بلال یونس، راننده تراکتور ۴۲ ساله که شغلش به او اجازه داده بود بارها خیابان‌های این خلافت را بالا و پایین کند نیز در حالی که شست خود را رو به بالا می‌گیرد به همین تغییر اشاره می‌کند: جمع‌آوری زباله در دوران داعش شماره یک بود.

نیمی از کارمندان اداره پسماندهای داعش که پس از خروج داعش در سه شهر مورد مصاحبه قرار گرفتند، گفتند، رفتگران تغییر نکرده بودند بلکه شبه‌نظامیان نظمی را که فقدان آن احساس می‌شد برقرار کردند.

سلیم علی سلطان، ناظر جمع‌آوری زباله هم در دوران دولت عراق و هم در دوران داعش در شهر تل‌کیف در این بار می‌گوید: تنها کاری که من در دوران حکومت عراق به عنوان تنبیه می‌توانستم برای کارگران در نظر بگیرم، یک روز بدون حقوق تعلیق از کار بود. در حالی که در دوره داعش آن‌ها ممکن بود زندانی شوند.

ساکنان هم‌چنین می‌گفته‌اند: در دوره این شبه‌نظامیان، قطعی آب کم‌تر رخ می‌داده است، لوله‌های فاضلاب کم‌تر می‌گرفته و چاله‌های خیابان‌ها زودتر تعمیر می‌شدند. هرچند که اکنون حملات هوایی روزانه رخ می‌دهد.

بعدتر یک روز ساکنان موصل بولدوزرهایی را دیدند که به سمت منطقه موسوم به ناحیه صنعتی در نیمه شرقی شهر حرکت می‌کنند. کارگران نیز به نظر می‌رسید راه آسفالت جدیدی را می‌ساختند که در نهایت یک مایل ادامه یافت و دو منطقه شهر را به هم متصل کرد و از حجم ترافیک کاست.

این راه جدید را، «راه خلافت» نام‌گذاری کردند.

دولت جدید تمرکز خود را تنها به مسائل مدیریتی معطوف نمی‌‌کرد. برای اخلاق مانند هر چیز دیگری یک بوروکراسی وجود داشت.

شهروندان در خیابان‌ها توسط نیروهای دیوان حساب یا همان پلیس اخلاقی متوقف و به توهین یا هتک حرمتی متهم می‌شدند که به موجب آن باید کارت شناسایی خود را در اختیار ماموران قرار می‌دادند.این کارت شناسایی از سوی ماموران جلب و به اداره آن ارسال می‌شد؛ جایی که شهروندان باید برای محاکمه شدن در آن حاضر می‌شدند. متخصصان مذهبی جرم را سنجیده و فرمی را پر می‌کردند.

پس از آن مجرم باید فرم دیگری را امضا می‌کرد. یک نفر مجبور به امضای این نوشته شده است: من با امضای این نوشته متعهد می‌‌شوم که دیگر ریش خود را کوتاه یا مرتب ننمایم. اگر بار دیگر مرتکب چنین خطایی شوم هر گونه مجازاتی که مرکز حساب علیه من در نظر بگیرد را می‌پذیرم.

تعصبی که داعش با آن تحت عنوان پلیس در مقابل مردم قرار می‌گرفت در ۸۷ مورد انتقال به زندان در میان آمار یکی از پاسگاه‌های رها شده آن‌ نمود پیدا کرده است. شهروندان در دوران حکومت این گروه به خاطر جرایم ناخوشایندی چون برداشتن ابرو، کوتاه کردن نامناسب مو، کفتر بازی، بازی با ورق و دومینو، نواختن موسیقی و کشیدن قلیان به زندان می‌افتادند.

در اوایل سال ۲۰۱۶ سارا، دختر حمود، به دنبال پیامی فوری بدون پوشاندن چشمانش بیرون رفته بود که توسط یکی از ماموران پلیس اخلاقی دیده می‌شود. سارا پیش از آنکه فرصت توضیح پیدا کند، مشت مامور را به یکی از چشمانش حس می‌کند.

از آن زمان به بعد، پدرش ترک خانه را برای سارا ممنوع کرد مگر برای رفتن به بیمارستان که پس از مشت سرباز، سارا باید مدام به آن مراجعه می‌کرد؛ مشتی که به گفته خانواده‌اش باعث کاهش دید او شد.

با بروز تغییرات در منطقه، ساکنان موصل باید تصمیمات متعددی می‌گرفتند. از میان تمامی تصمیمات دیگر آن‌ها باید انتخاب می‌کردند که: بمانند با بروند؛ شورش کنند یا سازگاری به خرج دهند.

حمود تصمیم به فرار گرفت. او و پسر بزرگش، عمر که ۲۸ سال سن دارد توانستند بیش از ۳۰ هزار دلار را برای خرید خانه جدیدی جمع کنند. صبح روز فرار برنامه‌ریزی شده آن‌ها، عمر تمام پول به جز هزار دلار را از حساب بانکی خارج کرد.

کمتر از دو ساعت بعد، یگانی از شبه‌نظامیان صورت پوشیده در مقابل خانه این خانواده حاضر شدند. یکی از آن‌ها رسید بانکی را که عمر امضا کرده بود در دست داشت.

شبه‌نظامیان هشدار دادند: یک بار دیگر دست به این کار بزنید ما تمام اعضای خانواده‌تان را خواهیم کشت.

ماشین پول

در کرانه غربی رود تیرس، در ساختمانی نابود شده، کیفی رها شده نظرم را جلب کرد. اسنادی که از این کیف خارج شد نشان داد که این کیف متعلق به یاسر عیسی حسن، بوده که براساس شناسایی چهره سری بی‌مو و دماغی بزرگ دارد. او مدیر واحد تجارت وزارت کشاورزی خلافت داعش بود.

اهداف فوق بزرگ این گروه و بوروکراسی قدرتمند آن، به توانایی این گروه در تامین سرمایه بستگی داشت. برگه‌های حسابداری، پروژه‌های مرتبط به بودجه و رسیدها و هم‌چنین سی‌دی‌های موجود در کیف پیدا شده، پرده کوچکی از ماشین درآمد این گروه برمی‌داشت و طرحی از چگونگی مدیریت آن ارائه می‌داد.

گزارش‌های اقتصادی حاکی از وجود بیش از ۱۹ میلیون معامله تنها در حوزه کشاورزی بود. این اسناد توضیح می‌داد داعش چگونه در هر قدم از زنجیره منابع کسب درآمد می‌کرده است: پیش از اینکه حتی یک بذر کاشته شود، این گروه اجاره تمامی زمین‌های مصادره شده را جمع‌آوری می‌کرده است. سپس زمانی که محصولات زراعی آماده برداشت می‌شدند، این گروه مالیات محصول را جمع‌آوری می‌کرده است.

اما ماجرا همین‌جا تمام نمی‌شود. تراکتورهایی که غلات را جابه‌جا می‌کردند قیمت بسیار بالایی داشتند. غلات هم‌چنین در سیلوهایی نگه‌داری می‌شد که تنها در کنترل شبه‌نظامیان بود و آن‌ها حتی از فروش غلات به کارخانه‌های آسیاب که آن‌ها هم در کنترل خودشان بود کسب درآمد می‌کردند. کارخانه‌های آسیاب غلات را به آرد تبدیل می‌کرد؛ آردی که داعش به تاجران می‌فروخت.

پس از آن کیسه‌های آرد در کامیون‌ها قرار می‌گرفت تا به سراسر خلافت برود. بنابراین هزینه بیشتری دریافت می‌کردند. این آرد‌ها به سوپرمارکت‌ها و مغازه‌ها فروخته می‌شد که به آن‌ها هم مالیات تعلق می‌گرفت.

براساس اسناد اقتصادی موجود در کیف، تنها در یک بازه ۲۴ ساعته در سال ۲۰۱۵،  خلافت اسلامی توانسته ۱.۹ میلیون دلار از محل فروش جو و گندم درآمد کسب کند.

نمودار دیگری نشان می‌دهد که این شبه‌نظامیان طی سه ماه از محل فروش آرد ناخالص تنها در سه منطقه در موصل توانسته‌اند ۳ میلیون دلار به جیب بزنند.

این سازمان تروریستی به نظر می‌رسد که قصد داشته از دانه دانه غلات حتی محصولات خراب، پول دربیاورد.

براساس گزارش دیگری، تنها در یک روز این گروه از فروش گندم‌های سوخته شده در بمباران، ۱۴هزار دلار و از محل فروش عدس و نخود خراب ۲۳۰۰ دلار کسب درآمد کرده است. این گروه هم‌چنین بیش از ۲۳ هزار دلار از غلاتی که در کف کامیونی ریخته شده بوده، پول درآورده است.

بازوی مالیاتی دولت اسلامی به تمامی بخش‌های زندگی در موصل رسیده بود. خانواده‌ها در عراق برای جمع‌آوری زباله‌ها ماهی ۲۰۰۰ دینار (کمتر از ۲ دلار)، برای هر ۱۰ آمپر برق، ۱۰ هزار دینار (حدود ۸ دلار) و برای آب شهری ۱۰هزار دینار دیگر پرداخت می‌کردند.

دفاتر تجاری که خواهان داشتن خط تلفن ثابت بودند باید ۱۵ هزار دینار (حدود ۱۲ دلار) برای نصب و ماهیانه ۵۰۰۰ دینار هزینه نگهداری پرداخت می‌کردند.

دفاتر شهرداری مسئولیت صدور گواهی ازدواج و تولد را برعهده داشتند. اما شاید سود‌آورترین مالیات داعش را بتوان، مالیاتی مذهبی با نام ذکات دانست که یکی از پنج ستون اسلام برشمرده می‌شود. به گفته روکین، ذکات برابر است با ۲.۵ درصد از دارایی‌های هر فرد و ۱۰ درصد تولیدات کشاورزی. در حالی که برخی از این هزینه‌ها را دولت عراق و سوریه تعیین کرده بودند، مالیات اجباری بر دارایی رشد جدیدی پیدا کرد.

ذکات به عنوان امری عادی در اسلام، مبلغی است که برای کمک به فقرا جمع‌آوری می‌شود. در تفسیر دولت اسلامی، یک اقدام خیرخواهانه، پرداختی اجباری محسوب می‌شد و در حالی که مقداری از این کمک‌ها به خانواده‌های فقیر اختصاص می‌یافت، وزارت ذکات و خیریه بیشتر شبیه، سرویس درآمد داخلی عمل می‌کرد.

اکثرا اینچنین می‌پندارند که بازار سیاه فروش نفت، داعش را به ثروتمندترین گروه تروریستی جهان تبدیل کرد که البته از منظری، نفت به صورت هفتگی حدود ۲ میلیون دلار برای این گروه درآمد داشته است. با این وجود براساس اسنادی که تمیمی در سوریه جمع‌آوری و روکین تحلیل کرده است، این مبلغ تنها یک شمم درآمد این گروه از محل مالیات بوده است.

علی‌رغم صدها حمله هوایی، اقتصاد این گروه که از راه‌هایی غیرقابل حمله تغذیه می‌شد، به کارآمدی خود ادامه داد: غیرنظامیانی که در حکومت آن‌ها زندگی می‌کردند، فعالیت‌های تجاری آن‌ها و کثافت زیر پاهایشان.

براساس برآوردهای سازمان جهانی غذا و کشاورزی سازمان ملل، زمین‌های تحت کنترل داعش در عراق، پربارترین زمین‌های این کشور محسوب می‌شوند و در بهترین حالت ۴۰ درصد تولید سالانه گندم و بیش از نیمی از تولیدات جوی این کشور را در برمی‌گیرد. در سوریه نیز، این گروه حدود ۸۰ درصد محصولات پنبه را تحت کنترل خود داشت.

براساس مطالعات مرکز تحلیل تروریسم مستقر در پاریس، به تمام این ارقام باید ۸۰۰ میلیون دلار به عنوان درآمد سالیانه این گروه از محل مالیات اضافه شود.

با این وجود آرزوی این گروه مبنی بر مدیریت یک دولت به معنی پرداخت صورت‌حساب‌های بزرگ نیز است.

در تابستان سال ۲۰۱۶ تنها در یک روز، صاحب کیف پیدا شده، ۱۵۰ هزار دلار به یکی از حساب‌های این گروه جهت پرداخت هزینه انتقال گندم از شهری به شهر دیگر واریز کرده است.

در بازه زمانی دو هفته‌ای، این فرد بیش از ۱۶ هزار دلار به واحد تجارت دولت اسلامی در منطقه دجله و ۱۴ هزار دلار به یکی از این دفاتر در کرکوک پرداخت کرده است. او هم‌چنین مبلغ ۸۴۰۰ دلار را به صورت نقدی به دفتر این گروه در هویجه، ۱۶هزار و ۸۰۰ دلار به اداره زمین‌داری و ۸۴۰۰ دلار به دفتر استانی خود در اطراف رود فرات پرداخت کرده است.

جمع‌آوری مالیات تا روزهای پایانی داعش در موصل ادامه داشت. دست کم ۱۰۰ نمونه از اسناد تحت عنوان «درآمدهای ناخالص روزانه» وجود دارند که نشان دهنده دریافت مبالغ در تاریخ نوامبر ۲۰۱۶، یک ماه پس از آغاز حملات برای بازپس‌گیری مناطق تحت اشغال داعش است.

حتی زمانی که تانک‌ها وارد موصل شدند و این منطقه را محاصره کردند، واحد تجارت به پولسازی خود ادامه داده و توانسته در یک فروش ۷۰هزار دلار به جیب بزند.

پس از داعش

یک روز در اواخر ۲۰۱۶، آگهی کوچکی با تصویر پرچم عراق در خانه حمود و خانواده‌اش افتاد.

این مقام اداره کشاورزی به یاد می‌آورد که به همراه خانواده شش نفره‌اش، خم شده در پذیرایی، بازو به باوزی یک دیگر روی مبل‌های ال شکل نشسته بودند. در آن زمان شبه‌نظامیان استفاده از موبایل و ماهواره را ممنوع کرده بودند. در واقع رابطه آن‌ها با جهان قطع شده بود.

این آگهی کوچک یکی از میلیون‌ها آگهی بود که بر سر مردم موصل ریخته می‌شد و از آن‌ها می‌خواست پناه بگیرند. حمله ارتش در آستانه آغاز بود.

حمود با تعجب می‌گوید: آیا ممکن است؟ و سپس از فندکی برای آتش زدن آگهی استفاده می‌کند.

شبه‌نظامیانی که برنامه‌شان ساخت یک دولت بود به طرز احمقانه‌ای ثابت کردند که در این امر خوب عمل می‌کنند. ۹ ماه طول کشید تا موصل از چنگال این شبه‌نظامیان رها شود؛ عملیاتی که به گفته یکی از ژنرال‌های ارشد آمریکایی، دشوارترین نبردی بوده که او طی ۳۵ سال اخیر مشاهده کرده است.

از آن زمان، داعش به جز ۳درصد تقریبا تمامی قلمروی خود را در عراق و سوریه از دست داده است. اما آن‌ها طوری به خلافت خود چسبیده‌اند که نبرد برای باز‌پس‌گیری شهرها، بلوک به بلوک ادامه می‌یابد.  هزاران تن خانه‌های خود را از دست دادند. گورهای دسته‌جمعی جدید هر ماه کشف می‌شوند. یکی از آن‌ها چهارتن از دخترخاله‌ها و پسرخاله‌های حمود را در خود دارد.

دخترش سارا پس از آن مشتی که از مامور وزارت حساب خورد حالا عینک ضخیمی به چشم می‌زند تا بتواند به خوبی ببیند اما با این حال او هم می‌تواند کوهی از زباله را که در زمین بایری در مقابل خانه‌شان جمع شده ببیند.

تعداد اندکی هستند که خاطرات خوبی از حاکمان پیشین خود داشته باشند مگر اینکه بخواهند درباره خدمات شهری که ارائه می‌دادند صحبت کنند.

حمود می‌گوید: ما باید صادق باشیم؛ شهر در دوران داعش بسیار تمیزتر بود.

با وجود اینکه شبه‌نظامیان رفته‌اند، یادگاری‌ها دولت اسلامی و سبک خاص حکومت‌داری آن‌ها باقی مانده است.

برای مثال در شهر ال‌کیف، شهروندان به یاد می‌آورند که این شبه‌نظامیان چگونه برای تعمیر یک شبکه برق که بیش از حد مورد استفاده قرار گرفته بود کمیته‌ای از مهندسان برق تشکیل دادند. آن‌ها قطع‌کننده‌های مدار جدیدی نصب کردند و برای اولین بار شهروندانی که به داشتن شش ساعت برق در روز عادت کرده بودند می‌توانستند با اعتماد کلید برق را فشار دهند.

در اوایل سال ۲۰۱۷، سربازان عراقی توانستند این شهر را بازپس‌گیرند و از آن‌ها مانند قهرمانان استقبال شد اما پس از آنکه آنها قطع‌کننده مدارهایی را که داعش نصب کرده بود، برداشتند، قطعی برق دوباره از سرگرفته شد.

یونس، راننده تراکتور می‌گوید: اگر دولت به سیستمی که داعش اجرا کرد عمل کند، ما پیشانیشان را می‌بوسیم. طی چند ماه بعد دولت دقیقا همین کار را کرد.

این مسئله که یک گروه تروریستی لازم بود روی کار بیاید تا یکی از قدیمی‌ترین مشکلات مردم این شهر را رفع کند از ذهن شهروندان آن پاک نمی‌شود.

احمد رمزی سلیم، یکی از مغازه‌داران این شهر می‌گوید: با وجود اینکه آن‌ها به عنوان یک دولت به رسمیت شناخته نشدند اما مانند یک دولت عمل می‌کردند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *