منصور ارضی در برابر علی‌اکبر داور

چرا منصور ارضی به قانون تمکین نمی‌کند

مصطفی آرانی
۲۰ | بهمن | ۱۳۹۹ ۱۱۰ ۰

 باید «بچه هیاتی» باشی تا بفهمی تعطیل شدن مجلس «حاج منصور» یعنی چه.

تا بفهمی؛ مجلسی که گل سرسبد همه هیات‌های تهران در ماه رمضان بود. با دعای «مجیر»ی که در ذهن همه مذهبیون هست؛

 و البته مراسم شب‌های قدری که بسیاری را می‌کشاند به بافت تاریخی تهران. به میدان ارگ. کنار کاخ گلستان.

نزدیک کاخ دادگستری و البته در انتهای تنها خیابان تهران که هنوز به نام یکی از کارگزاران رضاشاه است: خیابان داور.

یادبودی برای میرزاعلی اکبر خان داور که حقوق‌دانان هنوز برایش کلاه از سرشان برمی‌دارند که نظام شرعی - عرفی حقوقی در ایران را به نظام نوین دادگستری تبدیل کرد.

حاج منصور اما دقیقا می‌خواست مخالف داور عمل کند. می‌خواست نظام «قانون»ی را نادیده بگیرد و به حکم «دین» عمل کند که رمضان را ماه دعا می‌داند و مناجات شب‌اش را مستحب موکد می‌خواند.

ارضی نه ستاد کرونا را می‌شناخت و نه ارادتی به رئیس آن داشت و نه حتی مصوبه شورای عالی امنیت ملی برای‌اش حکم بود.

حالا هم که مجلس تعطیل شده، شک نکنید که «حکم» از «جای دیگر» آمده است.

خوب اگر گوش کنید می‌شنوید که حاج منصور هم دیالوگ داریوش ارجمند را می‌گوید در «اعتراضِ» مسعود کیمیایی؛ «ما کاری به حکم نداریم، حکم رو کاغذ مال محکمه‌‌اس، اصلیت حکم مال خداست.»

و دقیقا همین است که منصور ارضی را متمایز می‌کند. او یکی از واپسین اهالی قبیله «تکلیف» است. یکی از آخرین آدم‌هایی که برای‌شان خدا، از هر انسانی مهم‌تر است.

پس اگر خدا گفت که مجلس بگیرید باید گرفت و اگر مجلس تعطیل می‌شود به حکم کسی تعطیل می‌شود که حکم خدا را می‌داند. «حاج منصور» بارها این روحیه‌اش را نشان داده.

مثلا همین اواخر وقتی عکسی از او بیرون آمد که حتی با وجود لفظ او درباره رای به لیست وحدت اصولگرایان، به لیستی که خود برای مجلس آماده کرده بود رای می‌داد.

مثلا وقتی که کسی اصلا فکر نکرد که احمدی‌نژاد را او و امثال او بالا آوردند اما پشت تریبون هر چه خواست به رحیم‌مشایی، دست راست‌اش، گفت.

مثلا وقتی فتوایی از ناصر مکارم‌شیرازی را مطابق تکلیفی که در ذهن داشت ندید و پشت بلندگو، به او نیز اعتراض کرد؛
و مثلا همه وقت‌هایی که هاشمی رفسنجانی را از حرف‌های تندش مصون نداشت.

 پشت همه این‌ها نه یک کنش سیاسی که یک کنش دینی خوابیده.

 ارضی فکر می‌کند که «وظیفه» دارد این کار را انجام بدهد. نتیجه دست خداست و البته عواقب‌اش هر چه که باشد باید پذیرفت.

 برای درک چنین منطق رفتاری باید یکی از خودشان باشی؛باید بفهمی منصور ارضی سال‌ها است که «دعای کمیل» خواندن سحرگاه‌اش ترک نشده.

باید یک سه شنبه صبح بروی حسینیه «صنف لباس‌فروشان» و زیارت عاشورا خواندن اش را ببینی.

آن وقت است که می‌فهمی قرنطینه و فاصله‌گذاری اجتماعی و ... معنایی ندارد برای او و البته پیروان‌اش.

توصیه‌های دوران کرونایی برای جهان «حق» است نه جهان «تکلیف»؛

برای جهان «حق بر سلامت» است نه جهان «حق الطاعه». برای جهان «شهروندان» نه برای جهان «مومنان» و برای جهان «میرزا علی اکبر خان داور» نه جهان «حاج منصور ارضی»

نظرات

نظری ثبت نشده است، اولین نفر باشید

نظر دهید
قوانین ارسال نظر
ایمیل شما منتشر نخواهد شد نظراتی که حاوی توهین باشند منتشر نخواهند شد لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید

مطالب مرتبط