تصمیم نظام؛ دیپلماسی، بورکراسی و میدان

ایران چگونه قطع‌نامه ۵۹۸ را قبول کرد؟

محمدحسن نجمی
روزنامه‌نگار
۳۰ | تیر | ۱۴۰۰ ۶۸۵ ۰

دوشنبه ۲۹ تیر۱۳۶۶. شورای  امنیت سازمان ملل. ۱۵عضو دائم و غیردائم این شورا دور میزِ گردی نشسته‌اند و دستور کارشان تصویب قطعنامه‌‌ای درباره جنگ ایران و عراق است؛ قطعنامه‌ای برای پایان دادن به جنگ. رای گیری انجام و قطعنامه ۵۹۸ در ۱۰ بند با رای مثبت هر ۱۵ عضو تصویب می‌شود‌.

از این روز تا ۲۷ تیر ۱۳۶۷ یعنی حدود یک‌سال بعد که ایران این قطعنامه را می‌پذیرد، یک مثلث سه ضلعی، مقامات ارشد ایران را به خود مشغول می‌کند:

ضلع اول، جبههٔ جنگ دو کشور است که در جنوب، غرب و خلیج‌فارس ادامه دارد و شدت می‌یابد.

دومین ضلع، شورای امنیت سازمان ملل است که در آن دو کشور و ابرقدرت‌های جهانی مدام با هم در حال مذاکره درباره شرایط آتش‌بس هستند. 

و سومین ضلع در تهران است؛ جایی که در آن فرماندهان، نظامیان، سیاسیون و دیپلمات‌ها بر سر شرایط پذیرش قطعنامه و اعلام آن با هم اختلافاتی دارند.

توافق ابرقدرت‌ها
از همان ساعات اولیه تصویب ۵۹۸، کشورها در واکنش به آن موضع‌گیری می‌کنند. ساعاتی بعد از صدور قطعنامه، رونالد ریگان رئیس‌جمهور آمریکا این قطعنامه را گامی تاریخی در جهت پایان دادن به جنگ ایران و عراق از سوی شورای امنیت توصیف می‌کند.

سخنگوی کاخ سفید هم می‌گوید در صورت عدم توجه به این قطعنامه، آمریکا آماده است تا ظرف مدت نسبتاً کوتاهی در مورد قطعنامه دوم تلاش کند. مسکو هم که در تصویب قطعنامه۵۹۸ با واشنگتن همکاری کرده می‌گوید برای پایان جنگ ترجیح می‌دهد با آمریکا مذاکره کند. رئیس‌جمهور اتحادیه جماهیر شوروی می‌گوید همه منتظر تصمیم بودیم و امید زیادی به آن بسته‌ایم. 

پیش از این هم میخائیل گورباچف رهبر شوروی در نامه‌ای به ریگان خواستار گفت‌وگوی دوجانبه برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق شده بود. کاخ سفید اما مخالفت کرده و گفته بود شورای امنیت مجمع مناسبی برای پرداختن به این موضوع است. 

در پی چراغ سبز دو ابرقدرت جهانِ دو قطبی، دولت‌های ژاپن، هلند، ایتالیا، نروژ، ترکیه، استرالیا، اتریش، کانادا و اردن از قطعنامه حمایت می‌کنند.

اما چه شد که قدرت‌های جهانی پیشگام صدور قطعنامه‌ای برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق می‌شوند‌. 

برخی معتقدند قدرت‌های بزرگ و در راس آنها آمریکا و شوروی وقتی موفقیت‌های ایران در جبهه ها دیدند مصمم شدند تا قطعنامه ۵۹۸ در تابستان ۶۶ تصویب شود‌. در زمستان ۶۴ ایران طی عملیات والفجر ۸ فاو را تصرف می‌کند و در زمستان ۶۵ در عملیات کربلای ۵  به بصره نزدیک می‌شود. 

حالا نگاه ها متوجه دو کشور درگیر جنگ می‌شود؛ ایران و عراق چه واکنشی به این قطعنامه نشان می‌دهند؟

در عراق روزنامهٔ الثوره، ارگان حزب بعث، تصویب قطعنامه ۵۹۸ را مثبت ارزیابی می‌کند. رادیو صوت‌الجماهیر هم خبر می‌دهد جلسه مشترک شورای فرماندهی انقلاب برای مطالعه و بررسی قطعنامه ۵۹۸ تشکیل شده است. یک سخنگوی رسمی دولت عراق هم اعلام می‌کند بغداد تا آخر هفته موضع خود را اعلام خواهد کرد.

تردید در تهران
اما در تهران مواضع نسبت به قطعنامه ۵۹۸ محتاطانه و در عین حال سرد است. دلیل واکنش سرد تهران عدم تعیین متجاوز در قطعنامه است. علی اکبر ولایتی، وزیر خارجه وقت ایران، در موضع‌گیری خود ایراد ایران را چنین بیان می کند: «در قطعنامه، عراق به عنوان متجاوز معرفی نشده است». او این مورد را نشان‌دهنده خط‌مشی غیرعادلانه و یک‌طرفه شورای امنیت می‌داند.

هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس و از تصمیم‌گیران مهم در امور جنگ در خاطرات سی‌ام تیرماه ۱۳۶۶خود می‌نویسد: «به نخست‌وزیر و وزیر خارجه گفتم که بگویند اگر حسن‌نیت داشتند به‌جای اینکه وعده بدهند کمیته‌ای را که در آینده آغازگر جنگ را مشخص خواهد کرد، قبل از صدور قطعنامه مشخص می‌کردند که راهی برای ختم جنگ باشد و نیز آمریکا هم، اکنون با حضور نظامی در خلیج‌فارس نقض بند پنجم این قطعنامه را کرده».

در همان روز یعنی سی‌ام تیرماه ۶۶ آیت الله خامنه‌ای رئیس‌جمهور وقت در جمع مردم اردبیل می‌گوید «ایران هرگز این قطعنامه را که با فشار و تحت نفوذ آمریکا تهیه و تصویب شده است قبول نخواهد کرد. این به آن معنا نیست که سازمان ملل را قبول نداریم. ما می‌گویم سازمان ملل باید مستقل و به دور از اعمال نفوذ آمریکا تصمیم‌گیری کند۱».

آن‌طور که از گفته‌ها برمی‌آید ایران سیاست نه رد و نه قبول را پیشه می‌کند تا فرصت مذاکره برای مفاد قطعنامه را داشته باشد. فرصتی که هنگام تهیه پیش‌نویس قطعنامه خواسته یا ناخواسته از دست رفته بود.

پیش‌نویس قطعنامه ۵۹۸ از زمستان ۶۵ در حال تدوین بود. علی خرم که در آن زمان نماینده ایران در دفتر اروپایی سازمان ملل بود درباره حضور ایران در تهیه ۵۹۸ می‌گوید: «از ما خواستند تا در تدوین قطعنامه شرکت کنیم ولی در کشور چنین اراده‌ای وجود نداشت؛ ورود به حوزه سیاست و دیپلماسی از سوی برخی وادادن و بی‌غیرتی محسوب می‌شد‌». اما حسین علایی از فرماندهان ارشد وقت سپاه می‌گوید: «محمد جواد لاریجانی معاون وقت وزارت خارجه مذاکرات و گفت‌وگوهایی در این زمینه داشته است».

هاشمی رفسنجانی بعدها در مصاحبه‌ای می‌گوید: «وقتی این قطعنامه صادر شد با سران قوا جلسه گرفتیم و بعد هم خدمت امام رفتیم تقریبا همین سیاست اتخاذ شد؛ گفتم قطعنامه را رد نمی‌کنیم و از همین حالا میدان دیپلماسی را باز بگذارید. بیایند مذاکره کنند و محتوای قطعنامه را هم قبول نمی‌کنیم. معنایش این بود می‌خواهیم چانه‌زنی کنیم تا قطعنامه را بپذیرید. نه فضای کشور این نبود که قطعنامه را بپذیریم نه فضای ذهن امام بود نه فضای ذهن دیگران. ردش را هم مصلحت نمی‌دانستیم تا اینکه به هدفمان برسیم».

اظهارات محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران در مورد آِن روزها جالب توجه است. رضایی در کتاب «جنگ به روایت فرمانده» درباره موضع ایران درباره قطعنامه می‌گوید: «ایران در ابتدا قطعنامه ۵۹۸ را رد نکرد و سکوت کرد. و این اولین‌بار بود ایران در مقابل قطعنامه سکوت می‌کرد. هرچند مسئولان اصلی کشور در جلسه خصوصی قطعنامه را تصویب کرده بودند و معتقد بودند این بهترین قطعنامه است و ما باید دنبال پذیرش آن باشیم». فرمانده کل وقت سپاه در مورد ملاحظات ایران درباره قطعنامه هم تقریبا همان حرف‌های دیپلمات‌ها را می‌زند: «فقط بحثی که داشتند این بود دو یا سه بند آن باید جابجا شود‌. مثلاً کمیته تعین تجاوز جلوتر بیاید و لذا یک سال قبل از پذیرش قطعنامه که رئیس‌جمهوری وقت آیت‌الله خامنه‌ای در اجلاس سازمان ملل شرکت کرد از ایشان سوال کردند چرا قطعنامه ۵۹۸ را نپذیرفتید؟ و ایشان پاسخ داد که اینکه ما قطعنامه را رد نکردیم نکته مثبتی است و داریم مطالعه می‌کنیم».

اما نخستین واکنش بنیانگذار انقلاب نسبت به قطعنامه ۵۹۸  در پیام ایشان به مناسبت مراسم برائت از مشرکین در حج سال ۶۶ است. در پیام امام آمده: «هم اکنون  که به مرز پیروزی مطلق رسیده‌ایم و قدم‌های آخرمان را برمی‌داریم این صدای ناآشنای صلح‌طلبی آن هم از کام ستمکاران و جنگ افروزان به گوش می‌رسد و در جهان غوغا به راه انداخته و عزا و ماتم صلح‌طلبی برپا نموده است و مدافع آزادی و امنیت انسان‌ها شده است». 

۳۱ تیر ۶۶ خبرگزاری فرانسه به نقل از یک سخنگوی دولت عراق خبر می‌دهد این کشور قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفته است. این سخنگو به خبرگزاری فرانسه می‌گوید که پذیرش قطعنامه توسط تهران هم ضروری است. عراق با تاکیتک پذیرش سریع قطعنامه از یک سو و آغاز جنگ نفت‌کش‌ها و جنگ شهرها از سوی دیگر، سعی می‌کند فضای جهانی را برای صدور قطعنامه تحریم تسیلحاتی ایران متحد کند. 

رفت و آمدهای دیپلماتیک بین ایران و حامیان قطعنامه و بعضا تنش‌های دیپلماتیک بین ایران و قدرت‌های جهانی ادامه دارد. ایران با عدم پذیرش قطعنامه قصد دارد مذاکره کند و خواسته‌هایش را به کرسی بنشاند.

مهمترین خواسته ایران تشکیل کمیته‌ای برای تعین متجاوز و معرفی آن به دنیا است. گرچه این موضوع در بند ۶ قطعنامه آمده بود ولی ایران می‌خواهد پیش از پذیرش قطعنامه این اقدام به سرانجام برسد. 

شهریور ماه ۶۶ خاویر دکویار دبیر کل وقت سازمان ملل به تهران می‌آید تا درباره پایان جنگ با مقامات ایرانی صبحت کند. حرف مقامات ایرانی در دیدار با دکویار همان مواضع اعلامی است؛ اول معرفی متجاوز.

جنگ نفت‌کش‌ها
هم‌زمان موضوع دیگری به جنگ دامن می زند و آن حضور نیروهای خارجی در خلیج فارس جهت محافظت از کشتی‌های تجاری و نفت‌کش‌های عبوری از خلیج‌فارس است. نیروی دریایی آمریکا برای محافظت از کاروان‌های نفت‌کش کویتی و دیگر متقاضیان در خلیج‌فارس حاضر می‌شود 

به غیر از آمریکا، شوروی، انگلیس و فرانسه هم تعدادی کشتی جنگی برای نظارت کشتیرانی تجاری در خلیج‌فارس مستقر می‌کنند؛ شوروی ۷ فروند، و انگلیس و فرانسه هر کدام ۴ فروند. این اقدامات به‌خصوص حضور نیروهای آمریکایی در منطقه باعث افزایش تنش‌ها می‌شود‌.

این امر با واکنش و اعتراض ایران مواجهه می‌شود. به عقیده دیپلمات‌های ایرانی این امر نقض بند ۵قطعنامه ۵۹۸ است. در این بند از قطعنامه از تمامی کشورهای دیگر خواسته شده بود «حداکثر خویشتنداری را مبذول دارند و از هرگونه اقدامی که می‌تواند منجر به تشدید و گسترش بیشتر منازعه گردد خودداری کنند»‌‌.

میرحسین موسوی نخست‌وزیر در واکنش به این گونه اقدامات موضع‌گیری می‌کند و می‌گوید «هنوز مرکب قطعنامه خشک نشده است که از طرف تصویب‌کنندگان و حامیان آن زیر پا گذاشته شده است». میرحسین حضور آمریکا را تحریک‌آمیز توصیف می‌کند و می‌گوید ما نسبت به این قطعنامه بدبین هستیم.

چند روز پس از حضور نیروهای خارجی در منطقه در حالی که کاروان آمریکایی‌ها در حال اسکورت نفت‌کش کویتی «بریجتون» بود این نفتکش به یک مین دریایی برخورد می‌کند و دچار سانحه می‌شود. آمریکا سعی می‌کند این حادثه را ناچیز جلوه دهد. برخی رسانه‌ها هم مین‌گذاری را به ایران نسبت می‌دهند اما هاشمی رفسنجانی سخنگوی شورای‌عالی دفاع و رئیس وقت مجلس در خطبه‌های نماز جمعه دوم مرداد ۶۶ این حادثه را «تیر غیب و معجزه» عنوان می‌کند و می‌گوید «این‌ها از ملائکه خداوند هستند که نازل می‌شوند». او در عین حال نیروهای حاضر در منطقه را تهدید می‌کند که اگر کشتی ما مورد حمله قرار گرفت به کشتی شرکای عراق نیز حمله خواهد شد. هاشمی رفسنجانی می‌گوید ما مسئولیت هیچ حمله‌ای را برعهده نمی‌گیریم؛ تیر غیب است و هستند کسانی که بزنند.

در همین حین جنگ نفت‌کش‌ها شروع می‌شود. ولایتی در نامه‌ای خطاب به دبیرکل وقت سازمان ملل می‌نویسد: «نفت‌کش‌های کویتی با پرچم آمریکا عملا حامل نفت عراق بوده و بدیهی است تا زمانی که فروش نفت ایران از جانب عراق مورد تهدید است ایران نمی‌تواند اجازه دهد که عراق از طریق نفت‌کش‌های کویت تحت هر پرچمی که باشد به صدور نفت تضمین شده برای تقویت ماشین جنگی خود ادامه دهد».

همزمان با بالا رفتن تنش‌ها در خلیج‌فارس، سپاه پاسداران برای بالا بردن آمادگی خود مانوری با نام «مانور شهادت» به مدت ۳ روز در خلیج فارس برگزار می‌کند که قایق‌های تندروی سپاه نقش اول این مانور را برعهده دارند.

در پیِ دست بالا در میدان
در حالی که تهران به مذاکرات درباره قطعنامه ۵۹۸ ادامه می‌دهد، همزمان طرح‌های عملیاتی برای نگه داشتن دست بالا در جبهه‌ها هم ادامه می‌یابد.

عملیات‌هایی نظیر فتح ۱۰، ظفر یک تا ۷ و نصر ۸ انجام می‌شوند اما بزرگترین عملیات ایران اسفند ۶۶ والفجر۱۰است‌ که طی آن ایران، حلبچه در کردستان عراق را تصرف می‌کند. جابجایی جبهه نبرد از جنوب به غرب باعث غافلگیری عراق می‌شود. عراق برای بازپس‌گیری حلبچه از بمب‌های شیمیایی استفاده می‌کند. 

همزمان تلاش‌های عراق برای صدور قطعنامه دوم و فشار جهان بر ایران بیشتر می‌شود. طه‌ یاسین رمضان، معاون وقت نخست‌وزیر عراق، شوروی را متهم می‌کند که مانع از صدور قطعنامه تحریم تسلیحاتی ایران می‌شود.

اسفند ۶۶ خبرهایی به نمایندگی ایران در سازمان ملل می‌رسد که طبق آن قرار است شوروی با قطعنامه تسلیحاتی ایران موافقت کنند. محمد جواد ظریف که در آن زمان در نمایندگی ایران در سازمان ملل فعالیت می‌کرد دراین‌باره می‌گوید: «آقای اسمیرنوف نماینده شوروی در سازمان ملل متحد من را صدا زد و گفت ما تا الان مقاومت کردیم این قطعنامه تصویب نشود. ولی دستورالعملی داریم که دوشنبه مخالفت‌مان را متوقف کنیم و توقع داشته باشید دوشنبه از سوی ۵ کشور دائم شورای امنیت یک قطعنامه دریافت کنید». 

ظریف روایت می‌کند با هماهنگی محلاتی، نماینده جدید ایران در سازمان ملل، و محمدجواد لاریجانی معاون وقت وزارت خارجه و کیا طباطبایی مدیرکل بین‌الملل وزارت خارجه قرار می‌شود نامه‌ای به نام ولایتی وزیر خارجه وقت خطاب به دبیرکل سازمان ملل متحد تدوین شود. مضمون این نامه این است که ایران طرح دبیرکل را می‌پذیرد و آمادگی خود را برای پذیرش قطعنامه  ۵۹۸ اعلام می‌کند. ظریف می‌گوید: «ما این نامه را تا ساعت دو ۲۸ فوریه تهیه کردیم و من کلی لغات انگلیسی را بالا و پایین کردم که چه لغتی بگذاریم تا به معنای پذیرش نباشد». 

روز قبل از این‌که آمریکایی‌ها وارد عمل شوند، با نامه ایران به دبیرکل شوکه می‌شوند. این نامه مانع از به جریان افتادن قطعنامه تحریم تسلیحاتی ایران  می‌شود.

البته روس‌ها بازی همیشگی خود را می‌کنند و برای فرار از مسئولیت، ادعای جدیدی مطرح می‌کنند. دو هفته بعد از این اتفاق فردی -به روایتی یک افسر «ک‌گ‌ب»- را به تهران می‌فرستند که ادعا می‌کند به نمایندگی نیویورک گفته بودند خطری ایران را تهدید نمی‌کند. ادعایی با ۱۸۰ درجه اختلاف از آنچه اسمیرنوف نماینده شوروی در سازمان ملل به ایرانی‌ها گفته بود‌. البته تحلیل مقامات آمریکایی نشان می‌دهد آنها تا پیش از نامه ایران روی رای مثبت شوروی به قطعنامه تحریم تسلیحاتی ایران حساب ویژه‌ای باز کرده بودند. 

روزنامه نیویورک تایمز ۲۹ دسامبر ۱۹۸۸ به نقل از یک مقام آمریکایی درباره قطعنامه تسلیحاتی علیه ایران می‌نویسد که «شوروی‌ها به این نتیجه رسیدند که احتمال همراهی درازمدت با ایران اندک است. شوروی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که در هر دو جبهه بازنده هستند و در حالی که دوستی اعراب را از دست می‌دهند، در جبهه ایران هم برد چندانی ندارند. شوروی برای حفظ روابطش با اعراب جرات وتوی چنین قطعنامه‌ای را نخواهد داشت». 

اما در جبهه‌های نبرد با آغاز سال ۶۷ اوضاع به شکل دیگری رقم می‌خورد. اواخر فروردین ۶۷ عراق حمله‌ای همه جانبه برای بازپس گیری فاو انجام می‌دهد؛ عملیاتی تحت عنوان «رمضان المبارک» به خطوط جبهه ایران درفاو برای بازپس‌گیری این بخش که برای فرماندهان ایرانی غافلگیرانه است.

یحیی رحیم صفوی در این‌باره می‌گوید: «عراقی‌ها فروردین سال ۶۷ با اطلاعاتی که از آمریکایی‌ها درباره استعداد و وضعیت نیروهای ما گرفته بودند ما را غافلگیر و برای بازپس‌گیری فاو حمله کردند». اما حسن روحانی که آن زمان فرمانده قرارگاه پدافند ایران بود ۴ عامل را برای سقوط فاو برمی‌شمارد: «جاسوسی منافقین»، «تغییر جبهه اصلی از جنوب به غرب»، «اینکه سپاه خودش را به امکانات پدافندی فاو اعم از سنگرها و خاکریزهای مهم دلخوش کرده بود که فاو قابل نفوذ نیست» و «اختلافات داخلی پشت جبهه‌ها». توجه به کارهای سیاسی از سوی برخی فرماندهان در آستانه انتخابات مجلس سوم هم از جمله دلایلی است که روحانی آن را در غافلگیر شدن ایران مهم می‌داند.

اوضاع دیگر بر وفق مراد نیست. خرداد ۶۷ ایران دست به عملیات بیت‌المقدس ۷ می‌زند. در این عملیات نیروهای ایرانی به موفقیتی دست پیدا نمی‌کنند. علی‌رغم اینکه غالب عملیات‌های بزرگ ایران در زمستان انجام می‌شد این‌بار در گرمای جنوب عملیات شروع می‌شود که بعدها بیت‌المقدس ۷ با نام غمباری معروف می‌شود؛ «عملیات عطش‌».

مدتی بعد یعنی تیرماه ۶۷ ایالات متحده هواپیمای ایرباس مسافری ایران را که از بندرعباس عازم دوبی بود با ۲۹۰ مسافر غیرنظامی بر فراز خلیج‌فارس  با موشک سرنگون می‌کند. زدن پرواز IR655 از سوی ناو وینسنس موجب واکنش‌های بسیاری در دنیا می‌شود؛ اما آمریکا هیچ‌گاه عامدانه‌ بودن این اقدام را برعهده نگرفت. 

حمله دو هلیکوپتر آمریکایی به کشتی تجاری «ایران اجر» به دلیل آنچه مین‌گذاری در خلیج فارس خواندند، از اقدامات آغازین نبردهای ایران و آمریکا در خلیج‌فارس بود.

حمله به سکوهای نفتی ایران و دخالت ناوچه‌های ایران و متعاقب آن غرق شدن دو ناوچه «جوشن» و «سهند» از دیگر درگیری‌های ایران و آمریکا در خلیج‌فارس است. 

البته در این درگیری‌ها چندین هلیکوپتر آمریکایی هم منهدم می‌شوند و آسیب‌هایی هم به کشتی‌های نظامی ایالات متحده وارد می‌شود. 

بحرانِ پشتیبانی و قاطعیت در تصمیم‌گیری
در این وضعیتْ اقتصاد کشور در وضعیت بغرنجی است. تنش در خلیج فارس فراگیر شده و انتقال نفت دشوار. میرحسین موسوی نخست‌وزیر و وزیر دارایی کابینه در گزارشی به امام می‌گویند «حتی در سطح هزینه‌های موجود، کشورْ قدرت تامین هزینه جنگ را ندارد و از خط قرمز اقتصادی فراتر رفتیم».

وضعیت تسلیحاتی و تجهیزاتی هم به دلیل  تحریم‌ها خوب نیست. در همین زمان است که محسن رضایی فرمانده وقت سپاه نامه‌ای‌ می‌نویسد و در آن احتیاجات نظامی گسترده‌ای را برای ادامه جنگ خواستار می‌شود؛ طبق این نامه «اگر این تجهیزات تامین شوند  و آمریکا هم از خلیج‌فارس خارج شود، سال ۷۰ و ۷۱ عملیات گسترده ایران علیه دشمن اجرایی می‌شود‌».

هاشمی رفسنجانی در مقدمه کتاب خاطرات  سال ۶۷ خود نوشته است: «تصمیم ‌گرفته شد تا مساله را با امام در میان بگذاریم. در تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۶۷ خدمت امام رسیدیم و با خواندن نامه آقای رضایی از ایشان نظر خواستیم و پس از بحث‌های زیاد و بررسی جوانب کار امام هم معتقد شدند امکان تهیه  این نیازها را نداریم».

اما هاشمی رفسنجانی درباره علت اصلی قانع شدن امام به اتفاق دیگری اشاره می‌کند: «آنچه بیشتر از همه امام را قانع کرد توضیح فاجعه بمباران‌های شیمیایی حلبچه و سردشت بود که پیش‌بینی می‌شد در آینده شاهد استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی توسط صدامیان با چراغ سبز ابرقدرت‌ها و حتی  تکرار آن در شهرهای مثل تبریز، اصفهان، قم و تهران با پرتاب موشک‌های شیمیایی باشیم».

هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز ۲۳ تیر ۶۷یعنی ۴ روز قبل از اعلام پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران، شرح مبسوطی از اتفاقات آن روز ارائه می‌کند: «از سران قوا خواستم تا برای مذاکرات آینده جنگ با توجه به مسائل اخیر جبهه، عصر به منزل بیایند. ساعت ۵ بعد از ظهر سران قوا و احمدآقا آمدند. وضع جبهه و رویدادهای اخیر را گفتم. بعد از کمی بحث سیاست ختم جنگ مورد اتفاق‌نظر قرار گرفت و دسته‌جمعی برای پیشنهاد ختم جنگ خدمت امام رفتیم. نماز مغرب و عشا را با امام خواندیم و به مذاکره نشستیم. جلسه بیش از یک ساعت طول کشید. شرح مبسوطی از مشکلات جنگ و ضعف روحیه و امکانات و عده خودی و قدرت و امکانات دشمن را توضیح دادیم و مشکل پدافند از خوزستان را که سپاه برای آن ۴۵۰ گردان نیروی پیاده و ۶۰ گردان زرهی و ۱۲۰ گردان توپخانه خواسته است و با تخصیص دو سوم این مقدار، بقیه خطوط به شدت آسیب‌پذیر خواهد شد و هم اکنون هم شده، با اینکه چنین نیرویی را به خوزستان نبرده‌ایم، جزئیات شکست‌ها را توضیح دادم. ایشان فرمودند راه‌حل چیست؟ همگی گفتیم ختم جنگ با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ یا شکل دیگر. امام نگران عدم وفای دشمن بودند و ناراحتی  مردم حزب‌الله که احتمال اول را ضعیف و احتمال دوم را هم در مقابل خوشحالی بخشی عظیمی از مردم و آثار مثبت صلح قابل تامل دانستیم و علاوه بر این، پیش‌بینی اجبار به پذیرش صلح در آینده، بعد از تحمل خسارات بیشتر به علت کمی نیروی داوطلب و بی‌خاصیتی نیروهای اجباری. سرانجام ایشان موافقت کردند و فرمودند با حضور جمعی از روحانیت و مدیران و مسئولان تصمیم‌گیری شود. ما به منزل برگشتیم و لیستی از ائمه جمعه و نمایندگان و وزراء و روحانیون جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم و اعضای] شورای نگهبان و... تهیه شد و برای تصویب امام فرستادیم که تصویب کردند». 

یکشنبه ۲۶ تیر ۶۷روز سرنوشت‌سازی برای ایران است. جلسه‌ای در دفتر آیت‌الله خامنه‌ای برگزار می‌شود و در آن تصمیم امام مبنی بر پذیرش قطعنامه به مسئولان ابلاغ می‌شود. هاشمی رفسنجانی درباره آن روز می‌نویسد: «به دفتر آیت‌الله خامنه‌ای رفتم. در جلسه‌ای که برای شنیدن و توجیه نظر امام در پذیرش آتش‌بس منعقد شده بود، شرکت کردم. جمعی از نمایندگان مجلس و جمعی از وزرا و جمعی از اعضای شورای نگهبان و مجلس خبرگان و جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم] و جمعی از نظامیان بودند. آقای خامنه‌ای به عنوان مدیر جلسه صحبت کوتاهی کردند و احمدآقا پیام امام را خواندند که مضمون آن عدم امید به پیروزی به این زودی‌ها، بنابر اعتراف فرماندهان نظامی سپاه و ارتش و درخواست امکانات زیادی برای جنگ براساس نامه فرمانده سپاه که دولت قادر به انجام آن نیست و سرانجام نهی و تهدید افراطی‌ها از مخالفت با این تصمیم؛ چون مضامین تأثرآوری داشت، جلسه را تحت تأثیر قرار داد و جمعی گریه کردند. سپس من با بیان مفصل، علل این تصمیم را توضیح دادم. سپس فرماندهان نظامی، حسنی سعدی و شمخانی علل نظامی را گفتند و [آقایان ایروانی و روغنی زنجانی] وزرای اقتصاد و برنامه مشکلات مالی ادامه جنگ را گفتند. سپس اظهار نظرها و راهکارها برای پیاده شدن نظر امام مطرح گردید. اکثریت حضار موافق و راضی بودند. یکی دو نفر نظر دادند که به نام امام تمام نشود که مقبول نیفتاد.

بعد از نماز و ناهار هم بحث ادامه یافت. بهترین راهکار، پذیرفتن قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت تشخیص داده شد و تذکرات در کیفیت تبلیغ و توجیه و برخورد با دشمن که یادداشت شد.

سپس جلسه‌ای با حضور رئیس‌جمهوری، نخست‌وزیر و رئیس شورای عالی قضایی، احمدآقا و [محمدجواد ] لاریجانی تشکیل دادیم و قرار گذاشتیم که به آقای [محمد جعفر ] محلاتی [نماینده دائم ایران] در سازمان ملل ابلاغ شود در اولین فرصت به دبیرکل سازمان ملل، پذیرش قطعنامه از طرف ایران اعلان شود و ستاد کل هم اعلامیه بدهد و به نیروها در جبهه آماده‌باش داده شود که عراق از موقعیت سوءاستفاده نکند. به مجلس رفتم. کارها را انجام دادم و برای کارهای توضیحی و جلوگیری از عکس‌العمل‌های افراد داغ یا داغدار، مشاوره و مذاکره با مراکز مربوط شد. اول قرار نبود که امام چیزی بنویسند و قرار بود که بعد از اعلان ما، امام هم تأیید کنند ولی تدبیر احمدآقا مؤثر واقع شد و امام پیام نوشتند؛ برای حل مشکلات احتمالی. احمدآقا کار بزرگی انجام داد».

امام در نامه‌ای که در آن جلسه قرائت و نزدیک به دو دهه بعد منتشر شد، صریحاً به نامه محسن رضایی و البته اوضاع کشور به نقل از مقامات اشاره می‌کنند و با اشاره به تجهیزات درخواستی رضایی در آن نامه می‌نویسند: «با ذکر این مطالب می‌گویند بازهم باید جنگید که این دیگر شعاری بیش نیست. آقای نخست‌وزیر از قول وزرا اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کردند؛ مسئولان جنگ می‌گویند تنها سلاح‌هایی را که در شکست‌های اخیر از دست داده‌ایم به اندازه تمام بودجه‌ای است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود. مسئولان سیاسی می‌گویند از آنجا که مردم فهمیدند پیروزی سریع به دست نمی‌آید، شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است. شما عزیزان از هرکس بیشتر می‌دانید که این تصمیم برای من چون زهر کشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و برای صیانت از دین او و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبرویی داشته باشم خرج می‌کنم».

پذیرش قطعنامه ۵۹۸  از سوی ایران روز ۲۷ تیر ۶۷  به طور عمومی منتشر و نامه‌ای با امضای رئیس‌جمهوری وقت آیت‌الله خامنه‌ای به دبیرکل سازمان ملل ارسال می‌شود. امام هم در پیامی به مردم در سالگرد کشتار حجاج ایرانی در مکه، قبول قطعنامه را اعلام کرده و برای اولین و آخرین بار از تعبیر «جام زهر» برای قبول قطعنامه ۵۹۸ استفاده می‌کنند.

اما پس از قبول قطعنامه از سوی ایران  صدام دست از جنگ برنمی‌دارد؛ آن هم در شرایطی که عراق تقریبا یک‌سال زودتر از ایران قطعنامه را پذیرفته بود. عراق آخرین دست و پاهای خود را هم می‌زند؛ بعد از قبول قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران ابتدا نیروهای عراق به چند نقطه ایران از جمله خرمشهر هجوم می‌آورند تا بتواند در لحظه آخر مناطقی از ایران را تصرف کنند و دست بالا را در مذاکرات داشته باشند.

احمد خمینی پیامی را به محسن رضایی منتقل می‌کند: «امام گفته‌اند به فلانی بگو یا سپاه یا خرمشهر». هجوم عراق به شکست می‌انجامد ولی همچنان دست از تلاش برنمی‌دارد. عملیات «فروغ جاویدان» از سوی نیروهای مجاهدین خلق(منافقین) که در عراق مستقر بودند انجام می‌شود که با پاسخی به نام «عملیات مرصاد» ‌روبرو شده و شکست سنگینی را متحمل می‌شوند.

ایران حالا با استفاده از این اشتباهات صدام می‌تواند، عراق را در دنیا محکوم کند و دست بالا را در مذاکرات آتش‌بس داشته باشد. پس از شکست خوردن تلاش‌های صدام او دیگر مجبور می‌شود تا بار دیگر به قطعنامه ۵۹۸ اعلام پایبندی کند. هرچند امام هنگام پذیرش قطعنامه از آن به عنوان جام زهر یاد کردند ولی در پیام منشور روحانیت به تاریخ سوم اسفند ۶۷ پایان جنگ را افتخارآمیز توصیف می‌کنند و می‌نویسند: «ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد  خود نیستیم». حالا دیگر کشور به آرامشی نسبی رسیده است؛ آرامشی که با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ، اضطراب‌های حملات گاه و بی‌گاه به شهرها پایان می‌یابد و تا پس از ۸ سال زندگی به روال عادی خود بازگردد.

پی‌نوشت

۱. حسین اردستانی، روزشمار جنگ ایران و عراق، اسکورت نفت‌کش‌ها (جلد ۵۰)، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، ص۲۰


نظرات

نظری ثبت نشده است، اولین نفر باشید

نظر دهید
قوانین ارسال نظر
ایمیل شما منتشر نخواهد شد نظراتی که حاوی توهین باشند منتشر نخواهند شد لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید

مطالب مرتبط