همه کوپن‌ها از قبل خرج شده است

درباره خوزستان؛ درباره مدیریت وصله‌-پینه‌ای، رسانه‌‌های خودسانسور، اعتماد از دست رفته و مردمی که یاد گرفته‌اند تا فریاد نزنند توجهی نمی‌گیرند

شاهرخ زبردست
روزنامه‌نگار
۳ | امرداد | ۱۴۰۰ ۵۸۳ ۰

فروردین ۹۸ برای پوشش اخبار سیل به خوزستان رفتم. خوزستان سیل‌زده آن سال هم پرتنش بود، بحران‌هایی از قبل وجود داشتند و نادیده گرفته شده بودند ولی سیل سر زخم‌های قدیمی را باز کرده بود. یک هفته از برگشت‌مان به تهران گذشته بود که مدیرعامل خبرگزاری من را خواست و گفت شورای‌عالی امنیت ملی نامه‌ای نوشته که رسانه‌ها یا خبرنگاران میدان (من نامه را ندیدم و این بخش از گفت‌وگو خاطرم نیست) نظرات‌شان را به شورا بدهند که برای مدیریت وضعیت کارگر باشد. از من خواست مطالبی آماده کنم و در جلسه‌ای که قرار است برگزار شود حضور پیدا کنم.

نظر من البته این بود و هست که خبرنگار قاعدتاً باید بتواند آن‌چه دیده را بنویسد و شورا از همان نوشته‌ها استفاده کند اما به هر حال قبول کردم که آن‌چه دیده‌ام در اختیار مدیرعامل خبرگزاری یا شورا بگذارم. جلسه شورا هیچ وقت برگزار نشد یا اگر هم برگزار شد نیازی به مشاهده خبرنگارهای میدان یا حداقل من پیدا نکردند. 

بیشتر از دو سال از روزهای سیل گذشته و ندیده قابل حدس است که بحران‌های قبلی شدیدتر شده‌اند. بعد از دو سال همان نکته‌هایی را می‌خواندم که دو سال پیش آماده کرده بودم و این بار آن‌ها را با شواهد بیشتری نوشته‌ام:

۱. مردم به تدریج یاد گرفته‌اند که تا فریاد نزنند توجهی نمی‌گیرند. همان زمان، وزیر وقت آموزش و پرورش، آقای بطحایی به خوزستان آمده بود که درباره ادامه سال تحصیلی تصمیم بگیرند و در حاشیه به مدرسه‌ای در حمیدیه آمد که برای اسکان به سیل‌زدگان داده شده بود. در آن مدرسه شاهد بودم که دو زن و یک مرد با هم درباره آن که چه بگویند صحبت کردند و یکی از زن‌ها دست بچه‌اش را گرفت و جلوی وزیر آمد و با بلندترین صدایی که می‌توانست حق مردمش و کمک به آن‌ها را خواست و وضعیت را گفت. سطحی از خشم و شیوه‌ای از تغییر لحن در صدای زن بود و چنان توانایی استفاده از جملات بداهه داشت که شگفت‌انگیز بود. یک دقیقه بعد همان زن و مرد قبلی در کنار زن بودند. هر سه لبخند می‌زدند و آن دو به زن آفرین می‌گفتند. چیزی که دیدم حالا دیگر بعد از آبان ۹۸ و تیر ۱۴۰۰ دیگر تعجب‌آور نیست. فرودست مجبور به فریاد زدن شده. این را جز تصمیم‌گیران عده خیلی خیلی زیادی از طبقه متوسط که تصور می‌کنند فرودستان مطالبات آن‌ها را نمی‌فهمند و در هم‌دستی با حاکمیت هستند هم باید بدانند. دست پایینی‌ها هم خوب راه دفاع از زندگی‌شان را یافته‌اند و هم پیمودن این راه را بلدند.

۲. «به خدا ما هم ایرانی هستیم». این جمله را در همان چند روز در خوزستان بارها شنیدم. ناکارآمدی، رها کردن مردم در ناملایماتی مثل فقر، مثل سیل، مثل بی‌آبی احساس بی‌پناهی را تشدید می‌کند. این احساس بی‌پناهی ممکن است در بخش‌های عرب‌نشین این تصور را به وجود بیاورد که به دلیل عرب بودن‌شان به حال خود رها شده‌اند (من اطلاعات کافی درباره زمینه تصمیم‌های مسئولان ندارم و نمی‌توانم درباره درست بودن این تصور داوری کنم). دو سال بعد همین جمله‌ها را در اتاق‌های گفت‌وگوی مجازی از خوزستانی‌های معترضی که در آن‌ها صحبت می‌کردند شنیدم. این احساس جدا افتادن حتماً یک هشدار است. جلوی رشد این احساس را هم نمی‌شود با بگیر و ببند گرفت و راه‌حل را هم همه می‌دانند: رفع تبعیض‌های بین مرکز و حاشیه. کوتاهی‌ها هم فقط ناشی از تصمیم‌های نادرست دولتی و حکومتی نیست بلکه هم نگاه امنیتی تاثیرگذار بوده است و هم فاصله‌ اغلب فعالان سیاسی و مدنی که با حکومت در زاویه هستند با آن‌چه در حاشیه می‌گذرد.

۳. مدیریت در خوزستان وصله پینه‌ای است. وصله‌ پینه‌ای به این معنا که برای هر مشکل یک راه‌حل کوتاه مدت و زیر فرش جاروکنی انتخاب می‌کنند. مشکل فاضلاب سال‌ها است که حل نشده باقی مانده و ساده‌ترین راه انتخاب شده: ریختن فاضلاب در رودها. راه‌حلی که برای سیل سال ۹۸ انتخاب کرده بودند باز کردن مسیر سیل به سمت زمین‌های کشاورزی برای در امان ماندن شهرها و روستاها و پرداخت خسارت کشاورزان بود. ولی همان زمان هم دولت به تعهداتش درباره پرداخت خسارت به کشاورزان برای سیل قبلی و طرح «نکاشت» عمل نکرده بود و به کشاورزها بدهکار بود. سال‌ها پیش از سیل بخشی از هورالعظیم را برای استخراج نفت خشک کرده بودند (احتمالا به دلیل تحریم و نبودن منابع یا دانش کافی برای استخراج نفت در آب) و در زمان سیل از بیچارگی بخشی از سیلاب را به سمت هور هدایت کردند. مشکل بعدی از راه رسید: ترس از تخریب تاسیسات نفتی با افزایش آب هور. راه‌حل‌شان خراب کردن هائل بین بخش ایرانی و عراقی هورالعظیم بود. همان حائلی که الان گفته می‌شود تا ۳، ۴ ماه قبل دوباره ساخته نشده و همه این مدت حق‌آبه هور به بخش عراقی می‌رفته. مثال‌ها زیادند. درباره گتوند که از آخرین سدهای ساخته شده در خوزستان یا شاید هم آخرین آن‌ها باشد هم همین‌طور است: سدی ساخته شد که از ابتدا مشخص بود مشکل‌زا خواهد بود. تا همان جا فقط سرمایه ساخت سد از دست رفته بود. اما به هر ترتیبی آب‌گیری سد انجام شد چون کسی نتواست بگوید باید قید هزینه ساخت را زد و زمین‌های پایین‌دست را شور نکرد. حالا به اینجا رسیده‌اند که دبی آب خروجی را حداقلی در نظر بگیرند که نمک ته‌نشین شود و خب راه‌حل مقطعی تقریبا بی‌فایده‌ای هم بوده است و عاقبت سد بعد از به بار آوردن خسارت‌های بسیار در نهایت موزه خواهد بود.

مدیریت وصله پینه‌‌ای، یعنی مشکلی را فروکشتن و مشکل دیگری در آینده ایجاد کردن روند اصلی بوده. پیش‌تر تصمیم‌های اشتباه گرفته شده، سرمایه‌های زیادی روی این تصمیم‌های اشتباه گذاشته شده و حالا هیچ کس نه جرات و نه توان تصمیم‌گیری بازگشت به نقطه صفر را ندارد. بنابراین تصمیم‌هایی گرفته می‌شود که حل بحران نیستند بلکه فقط آن‌ها را به تعویق می‌اندازند. آخرین آن‌ها همین رها کردن آب در سدها بعد از اعتراض‌های اخیر است که احتمالاً پاییز بدون کشت را برای برخی از کشاورزان به همراه خواهد داشت. جز این‌ها کار به جایی رسیده که امکان‌های عملی هر روز کمتر شده‌اند. به قول دوستی، مدیران تصمیم‌گیر خودشان باور دارند که این نظام مدیریتی مقطعی و رفتنی است و جای ۲۰ سال برای مسائل یک ماه مدیریت می‌کنند. تصمیم‌هایی که گرفته می‌شود با نگاه کردن به یک ماه شاید غیرمنطقی هم به نظر نرسد اما اغلب آن‌ها در درازمدت خودشان بحران‌زا هستند. تقریباً در همه این تصمیم‌های بحران‌زا هم این مردم هستند که هزینه اصلی را پرداخت می‌کنند.

۴. فقر و توسعه‌نیافتگی. احتمالاً یادمان هست که در کتاب‌های درسی می‌خواندیم انگلیسی‌ها نفت را غارت می‌کردند و در همسایگی پالایشگاه‌ها مردم فقیری زندگی می‌کردند که کمترین امکانات بهداشتی را هم نداشتند. یا درباره آن نطق مصدق برای ملی شدن نفت خوانده‌ایم. در استان از هر جهت ثروتمند خوزستان دو سال پیش مردمی را دیدم که ضروریات اولیه زندگی‌شان را هم نمی‌توانستند تامین کنند. به خصوص کشاورزان با تامین نشدن آب کشاورزی فقیر و فقیرتر شده‌اند. هر بار هم که اتفاقی مثل سیل افتاده این زمین‌های کشاورزی بوده که قربانی شده. خسارت‌هایی که برای کشاورزان در نظر گرفته می‌شد یا پرداخت نشده بود یا دیرهنگام پرداخت شده بود. برای تغییر کشاورزی به سمت محصول‌های کمتر آب‌بر هم می‌شود گفت آن‌چه انجام شده کارآمد نبوده و کاهش دادن آب کشاورزی برابر شده است با فقر بیشتر.

۵. تصمیم‌هایی که مسئولان برای حل مشکلات می‌گیرند بدون حضور مردم گرفته می‌شود و از آن‌جایی که هر تصمیم بحرانی عده‌ای را قربانی می‌کند مشروعیت تصمیم‌گیری‌ها هر بار نزد عده‌ای از بین می‌رود. در زمان سیل، کشاورزان زیادی با دست خالی تقلا می‌کردند که جلوی ورود آب به زمین‌هایشان را بگیرند که کشت‌شان و در واقع دارایی اندک‌شان برای زندگی در یک سال بعدی از بین نرود. در حالی که مدیران بحران تصمیم گرفته بودند آن‌ها را قربانی کنند. در سطح کلان، برای بسیاری از مسئولان پذیرفته شده است که برای تامین آب آشامیدنی در مرکز (که خود این گزاره البته نتیجه همان تصمیم‌های اشتباهی است که در ساختن صنایع آب‌بر در این مناطق گرفته شده) آب از سرشاخه‌های رودهای خوزستان انتقال داده شود اما این تصمیم بدون حضور مردمی گرفته می‌شود که شغل آبا و اجدادی‌شان کشاورزی و دامداری بوده و حیات‌شان وابسته به همان آب است. بنابراین جای تعجب هم ندارد که مردم از پمپ استفاده کنند و آب به زمین‌های پایین‌دست نرسد. مردمی که بنا است گرد و خاکی که از خشک شدن هور با یک باد نه چندان شدید بلند می‌شود را تحمل کنند در تصمیم‌گیری برای استخراج نفت از هور نه نقشی دارند و نه صدایی. هم‌زمان احتمالاً تصمیم‌گیران استخراج نفت برای حل توسعه میدان‌های نفتی در سایه تحریم به خودشان افتخار هم می‌کنند. بی‌توجهی به مردم در تصمیم‌هایی که زندگی آن‌ها را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد رویه است و نه استثنا. به همین دلیل هم حتی قابل حدس است که مردم به تصمیم‌هایی که به نفع‌شان گرفته می‌شود هم بی‌اعتماد باشند و مقاومت کنند.

۶. این یکی مربوط به رسانه‌ها است. اغلب مجبور بودم بیشتر وقت بگذارم مردم را راضی کنم که حرف‌هایشان را بزنند تا این که خود حرف‌هایشان را بشنوم. آن‌ها به کسانی که صدای‌شان نبوده‌اند اعتماد ندارند و حق هم دارند. گرفتن صدای مردم از رسانه‌ها نتیجه سال‌ها محدودیت است. حالا دیگر حتی نیازی به سانسور هم نیست چون مدیران رسانه‌ای همگی محافظه‌کارهایی هستند که ترجیح‌شان «شاخ نخوردن از گربه و آهسته رفتن و آمدن است». ببینید برای پوشش وقایع آبان ۹۸ یا همین وقایع اخیر خوزستان کدام رسانه‌ها حاضر شده‌اند خبرنگارهایشان را به خوزستان بفرستند یا از خبرنگاران محلی استفاده کنند، جز آن‌هایی که خودی بودن‌شان از پیش ثابت شده است. این‌ها به خواست خبرنگاران نیست بلکه تحمیل نظام‌یافته نوعی از مدیریت بر رسانه‌ها است که عملاً آن‌ها را بی‌اثر می‌کند. مردم سیل‌زده شایعه سوراخ شدن سد کرخه را باور می‌کردند اما خبرهای تلویزیونی که این شایعات را رد می‌کردند نه. در کوتاه‌مدت و میان‌مدت احتمالاً این مردم هستند که از این بی‌صدایی زیان می‌بینند اما به احتمال قوی در درازمدت آن‌هایی بیشتر از همه ضرر می‌کنند که رسانه‌ها را عقیم کرده‌اند.

۷. آخرین نکته مهم‌ترین آن‌ها است: اعتماد مردم از دست رفته است. وقتی بنا بود زمین‌های کشاورزی به ازای پرداخت خسارت به کشاورزان به زیر آب برود صاحبان زمین‌ها یا حتی شیوخ گاهی حتی مقابل نیروهای مسلح هم می‌ایستادند و مقاومت می‌کردند چون خسارت‌های پیشینی هنوز هم پرداخت نشده بود. وعده‌های کاهش بیکاری و فقر، وعده‌های توسعه دادن شهرها، وعده حل مساله فاضلاب‌ها، بی‌‌راه‌حل ماندن غبارآلود بودن هوا و انبوه مشکلات و وعده‌های بی‌عمل همه دست به دست هم داده‌اند و باعث شده‌اند مردم دیگر حرف‌های حاکمیتی را باور نکنند. احتمالا با کشته شدن آدم‌ها در تجمع‌های اعتراضی وضع بدتر هم شده است. در واقع همه کوپن‌هایی که می‌شد برای عده زیادی از مردم خوزستان خرج کرد پیش از این خرج شده است و حالا دیگر سرمایه‌ای اعتباری نمانده که بیش از این از آن هزینه کرد. مشارکت نکردن مردم برای مثال در تغییر کشت به سمت کشاورزی کمتر آب‌بر و به طور کلی در هر پروژه دولتی و حکومتی دیگر هم از همین از دست رفتن اعتماد ریشه می‌گیرد. حل بسیاری از مشکلات خوزستان نیازمند مشارکت مردمی است و به همه دلایلی که در بندهای قبلی آمد حالا مرداد ۱۴۰۰ برای آن‌هایی که در جمهوری اسلامی مسئولیتی دارند در جلب مشارکت و کسب اعتماد مردم دشوارترین زمان ممکن است و روال این سال‌ها نشان داده که بعد از این دشوارتر هم خواهد بود. حل ریشه‌ای بحران‌ها هم نیازمند جسارت برای تصمیم‌های سخت است و هم بازگرداندن اعتماد مردم و همه این‌ها اگر اراده‌ای وجود داشته باشد شبیه به یک عملیات غیرممکن است. اگر نتوانند؟ هیچ کس تا ابد فرصت ندارد.

پی‌نوشت: آن چه دیده‌ام در شرایط بحرانی سیل بوده و ممکن است در چنین شرایطی همه مشکلات بزرگ‌تر از چیزی که هستند جلوه کنند. البته فقط ممکن است.

نظرات

نظری ثبت نشده است، اولین نفر باشید

نظر دهید
قوانین ارسال نظر
ایمیل شما منتشر نخواهد شد نظراتی که حاوی توهین باشند منتشر نخواهند شد لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید

مطالب مرتبط