ماجرای عجیب پرواز ۵۰۵

نگاهی به سقوط هواپیمای سی‌۱۳۰ در سال ۶۰ که به شهادت پنج‌فرمانده ارشد نظامی میهن‌مان انجامید.

محمدحسن نجمی
روزنامه‌نگار
۷ | مهر | ۱۴۰۰ ۱۷۹۸ ۰

سه‌شنبه ۷ مهر ۱۳۶۰؛ دقایقی پیش از ساعت ۲۰؛ یک فروند هواپیمای هرکولس C-130  ارتش که از اهواز پریده و مقصدش تهران است ناگهان چهار موتورش را ازدست می‌دهد؛ اتفاقی نادر برای این هواپیماهای غول‌آسا.

 تلاش خلبان و کمک خلبان و تیم فنی مستقر در هواپیما بی‌ثمر است؛ برق هواپیما هم قطع شده. هواپیمای غول‌پیکری که کسی فکر سقوط‌اش را هم نمی‌کند، به سمت زمین و نه باند فرود در حرکت است. 

حتی فرمانده نیروی هوایی که در هواپیما حضور دارد شخصا به کابین خلبان می‌رود؛ ‌تست‌ها را دوباره انجام می‌دهد؛ ‌فایده ندارد که ندارد. 

فرمانده به سراغ چرخ‌های هواپیما می‌رود تا به صورت دستی چرخ‌ها را باز کند. یک سمت را باز می‌کند و سمت دیگر باز می‌شود ولی قفل نمی‌شود. نهایتا یک دقیقه مانده به ساعت ۲۰، پرواز ۵۰۵ ارتش در حالی که تنها ۱۷ مایل تا فرودگاه مهرآباد داشت، به زمین می‌خورد و ۴۹ مسافر به شهادت می‌رسند؛ 

تصویری از هواپیما در رسانه‌ها در زمان سقوط آن

از بین این ۴۹ تن، پنج‌تن از افراد مهم و تاثیرگذار در جنگ بودند و ایران در یک آن، پنج فرمانده ارشدش را از دست می‌دهد:‌ ولی ‏الله فلاحی، سرلشکر ارتشی و جانشین ستاد مشترک ارتش، موسی نامجو، سرتیپ ارتشی، وزیر دفاع و نماینده امام در شورای عالی دفاع و فرمانده دانشکده افسری، جواد فکوری، سرتیپ ارتشی و مشاور ستاد مشترک ارتش، یوسف کلاهدوز، قائم‌مقام سپاه و محمدعلی جهان‏‌آرا، فرمانده سپاه خرمشهر.


دو روز پس از آغاز عملیات ثامن‌الائمه که برای شکست حصر آبادان انجام شد، پرواز ۵۰۵ ارتش از اهواز به سمت تهران راه افتاد تا در کنار ۲۷ مجروح و ۳۲ شهید این  عملیات ثامن‌الائمه و تعدادی دیگر از سرنشینان، این پنج فرمانده ارشد را هم به تهران برساند.

 هدف سفر این فرماندهان به تهران، دادنِ گزارش پیروزی ایران در عملیات ثامن‌الائمه و شکست حصر آبادان به دست رزمندگان ایرانی، به امام خمینی بود؛ اما آن‌هاهرگز به جماران نرسیدند و خبر شهادت‌شان شیرینی پیروزی عملیات را تلخ کرد. 

هاشمی رفسنجانی در خاطرات سه‌شنبه هفتم مهر ۱۳۶۰ به سقوط هواپیمای C-130 اشاره می‌کند و می‌نویسد: «اول شب، خبر رسید که هواپیمای C-130 با شماری زخمی جنگی، جنازه و چندنفر از سران‏نظامی، تیمسار فلاحی رئیس ستاد، سرهنگ نامجو وزیر دفاع،کلاهدوز قائم مقام سپاه و سرهنگ فکوری و... نزدیک تهران [کهریزک] سقوط کرده، عده‏ای شهید و عده‏ای زخمی‏اند. تا آخر شب با مراکز نظامی در تماس بودم. 

خبر روشنی، در علت سقوط و سرنوشت آقایان به دست نیامد. احتمال خراب‌کاری می‏رود. امکان معمولی بودن حادثه هم هست؛ باید تحقیق شود. تلخی حوادث، فشار و سنگینی زیادی برایم آورد».

او روز بعد اول صبح پیگیر ماجرای سقوط می‌شود: «اول وقت با ستاد مشترك تماس گرفتم. حادثه هواپيما هنوز در ابهام اسـت. احتمال شهادت فرماندهان نظامی زيادتر شده، چون جلوي هواپيما سوخته، ولی خلبان و كمك‌خلبان زنده‌اند.

تيمی براي تحقيق اعزام شده‌اند. با احمد آقا و جاهای ديگر هم تماس گرفتم. قرار شد اعلاميه‌ای كـه فقط اصل خبر را می‌دهد، پخش شود».

هاشمی در ادامه خاطرات روز هشتم مهر ۶۰ نوشته:‌ «ساعت ۹ صبح، در دفتر آقای مهدوی كنی با حضور احمد آقا و آقای موسوي اردبيلي و آقـای خامنه‌اي جلسه‌ای داشتيم. 

تحقيقات نشان می‌دهد كه به‌ احتمال قـوی، خراب‌كاری نبوده و چهارنفر آقايان فلاحي، نامجو، كلاهدوز و فكوري جزو شهدا هستند. 

هواپيما حامل ۳۳ جنازه، ۳۲ مجـروح و ۲۵ نفر مسافر ديگر بوده كه فقط ۲۳ نفر زنده مانده‌اند. 

اعلاميه‌اي تهيه شد و امام هم بيانيه‌اي دادند. در مورد جانشين آنها مشورت كرديم و تشييع جنازه‌ها را به فردا موكول كرديم». 

پرواز ۵۰۵ پس‌از پیروزی عملیات شکست حصر آبادان به‌‌فرماندهی نیروی زمینی ارتش، به تهران می‌رفت که به فرمانده کل قوا، گزارش پیروزی را بدهد

اما همان‌طور که از خاطرات هاشمی پیدا است در میان فرماندهانی که شهید شده بودند نامی از جهان‌آرا نیست. 

خبرگزاری ایرنا در گزارشی از روایت رسانه‌ها از این حادثه، نوشته: «روزنامه اطلاعات تا چند روز بعد از واقعه به اسامی شهدای سقوط هواپیما اشاره نکرد و (چند روز بعد) فهرستی از شهدای احتمالی حادثه سقوط سی۱۳۰ منتشر کرد اما مانند روزنامه جمهوری اسلامی و رادیو و تلویزیون اسمی از محمد جهان‌آرا در این روزنامه وجود نداشت».

سایت تاریخ ایرانی هم در گزارشی از سقوط هواپیما نوشته: «روزنامه اطلاعات (دو روز) فهرستی از شهدای احتمالی حادثه سقوط سی-۱۳۰ منتشر کرد که تعداد زیادی از اسامی آن با فهرست روزنامه جمهوری اسلامی مشترک بود اما نکته قابل توجه در هر دوی این فهرست‌ها این بود که نامی از شهید محمد جهان‌آرا در میان نبود. 

رادیو تلویزیون نیز همچون مطبوعات که آن زمان بیشتر اخبارشان متاثر از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری بود، اشاره‌ای به نام فرمانده شهید سپاه خرمشهر نکرد. 

این سکوت خبری ادامه داشت تا حوالی چهلم شهدای سقوط که سپاه پاسداران در بیانیه دعوت به مراسم چهل‌مین روز شهادت سرنشینان سی-۱۳۰ در مدرسه فیضیه قم در کنار نام چهار فرمانده شهید ارتش و سپاه به نام شهید محمد جهان‌آرا نیز اشاره کرد».

این حادثه سه روز قبل از انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری دهم مهر ۶۰ بود؛ ‌انتخاباتی که به دلیل ترور محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر باید زودتر از موعد برگزار می‌شد.

چندسال پیش هم مهدی دزفولی، مستندساز، مستندی با نام «معمای C-130» ساخت که در آن مدعی شد، اعلام نشدن نام جهان‌آرا در اسامی اول، شهدا مشکوک بوده. 

احتمالا منظور از نام‌نبردن از جهان‌آرا در میان شهدا به اعلام رسمی از سوی ارگان‌های مسوول برمی‌گردد چرا که در همان مستند، صفحه روزنامه‌ای به نمایش در می‌آید که در آن خبر شهادت جهان‌آرا نوشته شده و در خبر این روزنامه از لفظ «پریروز» برای زمان حادثه استفاده شده.

اما از همان ابتدای کار بسیاری به چگونگی سقوط هواپیما مشکوک بودند؛ چرا که C-130 هواپیمایی نیست که به این سادگی‌ها موتورهای‌اش از دست بروند و سقوط کند. 

این هواپیما چهارموتور دارد و هر موتور مستقل از دیگر موتورها کار می‌کند؛ به عبارت دیگر اگر یک موتور از دست برود، موتورهای دیگر کار می‌کنند؛ تا جایی که گفته می‌شود این هواپیما با یک موتور فعال هم می‌تواند فرود بیاید.

با این اوصاف روایت خلبان و کمک خلبان که از حادثه جان سالم به در برده‌اند این است که ناگهان برق هواپیما قطع می‌شود و موتورها هم از کار می‌افتند.

محمود خرم‌دل، کمک خلبان پرواز ۵۰۵ ارتش در گفت‌وگو با شماره ۱۷۶ ماهنامه صنعت هوایی می‌گوید: «پس از ترک اهواز همه‌چیز مرتب بود تا حدود ساعت هشت‌ شب به نزدیک کوه‌های حسن‌آباد قم رسیدیم.

در این زمان سیستم برق هواپیما به طور کامل از کار افتاد و تاریکی همه جا را فراگرفت و تنها چراغ‌های حرم عبدالعظیم دیده می‌شدند. بر اثر قطع برق موتورهای هواپیما نیز خاموش شدند و سیستم هیدرولیک هدایت از کار افتاد...». 

علی صولتی از بازماندگان هواپیمای سی ۱۳۰

این ماهنامه در گزارش خود در این رابطه نوشته:‌ «فکوری ابتدا به کابین خلبان آمد و با چراغ قوه سعی کرد که مشکل را برطرف کند و بعد برای باز کردن دستی چرخ‌ها رفت. 

چنین احساس می‌شد که فکوری فهمیده است مشکل فرا‌تر از قطع برق است. 

از آن‌جا که فرمان هواپیما «تریم» شده بود هواپیما با سرعتی آهسته و به طور افقی به سمت زمین در حرکت بود. به همین دلیل هواپیما در بیابان فرود آمد. 

از آنجا که یکی از چرخ‌ها قفل نشده بود، هواپیما به یک سمت خم شده و روی زمین کشیده شد. کمک خلبان با باز کردن پنجره از هواپیما خارج شد و لحظاتی بعد هواپیما با ۸۰۰۰ پوند سوخت منفجر گردید. ۴۵ دقیقه بعد یک بالگرد برای کمک به بازماندگان حادثه به محل آمد».

علی‌اصغر کریم، مسوول وقت آرشیو فیلم و تهیه گزارشات ویژه خبری صداوسیما که یکی از بازماندگان حادثه C-130 بود، در مطلبی در شماره ۱۰ ماه‌نامه شاهد یاران، به تاریخ شهریور ۸۵، گفته: «در اواخر مدتی که من بیمارستان بودم، دیدم یک سرهنگ همراه همسر و فرزندان‌شاش وارد اتاق من شد…قبل از این‌که من شروع کنم به تعریف قضایا، ایشان گفتند «بگذار اول من خودم را معرفی کنم تا شما راحت‌تر صحبت کنید». پرسیدم «شما که هستید؟» ایشان گفتند «من مسوول یکی از چندین گروهی هستم که علت سقوط این هواپیما را بررسی کرده‌اند». من خیلی متعجب شدم و پرسیدم «متوجه شدید علت آن چه بوده؟» ایشان گفتند «توضیح آن کمی مشکل است ولی من سعی می‌کنم طوری بگویم که شما کاملا متوجه شوید…شما تصور کنید ما یک اتوبان چهاربانده داریم. در هر باند این اتوبان یک ماشین قرار دارد. این ماشین‌ها از هر جهت یکسان هستند و نیز چهار راننده وجود دارد که این چهار نفر هم همگی شرایط یکسانی دارند. 

حالا شما تصور کنید که این چهار ماشین همگی، همزمان با یک سرعت مشخص، در این اتوبان شروع به حرکت می‌کنند اما درست در یک ساعت و یک دقیقه و یک ثانیه و یک لحظه هر چهار ماشین یک نقص مشترک پیدا می‌کنند و متوقف می‌شوند. آیا به نظر شما چنین چیزی ممکن است؟» 

من در کمال تعجب گفتم: «خب نه، چنین چیزی امکان ندارد». 

ایشان ادامه دادند «در این سانحه یک چنین واقعه‌ای رخ داده است. به این شکل که هواپیمای C-130 دارای چهار موتور است و این چهار موتور مستقل از عمل می‌کنند و اگر هریک از این موتورها نقص پیدا کنند، موتورهای دیگر می‌توانند به کارشان ادامه بدهند. 

خود من شش‌هزار ساعت با این نوع هواپیما پرواز داشته‌ام. گرچه در حال حاضر خلبان هواپیمای جنگنده هستم اما زمانی که با C-130 پرواز می‌کردم، بارها اتفاق افتاد که مثلا هنگام پرواز یک موتور هواپیمای من از کار افتاد و من با سه موتور دیگر پرواز را ادامه دادم یا مثلا هنگام فرود دو موتور از کار افتاده و من با دو موتور دیگر فرود آمده‌ام. اما در این هواپیمای شما هر چهار موتور هم‌زمان از کار افتاده است. یعنی هم‌زمان شیر بنزین و هوای هر چهار موتور بسته شده». پرسیدم «یعنی آن را دست‌کاری کرده‌اند؟» گفت «چنین چیزی امکان ندارد». گفتم «پس علت‌ش چه می‌تواند باشد؟» گفت «ما هم نمی‌دانیم».

علی صولتی خلبان پرواز ۵۰۵ ارتش هم در گفت‌وگویی که در مستند «معمای C-130» انجام داده می‌گوید: «داشتیم کارهای قبل از نشستن را انجام می‌دادیم. همزمان با آن صدای انفجار مهیبی از قسمت سمت راست هواپیما مثل حالت جرقه‌های های ‌ولتاژ همه ما را شوکه کرد. 

برق هواپیما، کلیه سیستم هواپیما و همه متعلقات هواپیما از کار افتاد و احساس می‌شد که هواپیما به سنگ تبدیل شده است. موتورها جواب نمی‌دادند. ری‌استارت هم جواب نداد. شهید فکوری آمد بالا گفت چی شده؟ گفتم نه برق داریم و نه موتور؛ احتمال سانحه ۱۰۰ درصد است. 

به‌ترتیب از راست؛ فکوری و فلاحی؛ در کنار بهرام افضلی، فرمانده نیروی دریایی ارتش که دوسال پس‌از شهادت فکوری و فلاحی، همراه سران حزب توده ایران بازداشت و اسفند سال ۶۲ اعدام شد.

ایشان خودشان خلبان بودند. دسته موتورها را چند بار عقب و جلو کرد و خودشان احساس کردند که کاری از پیش برده نمی‌شود. تنها چیزی که به من گفتند این بود که جوان خونسرد باش». 

خلبان این پرواز در بخش دیگری از این مستند روایت قابل تاملی را می‌گوید: «آقای پهلوان بعد از این اتفاق که افتاد پای پرواز وقتی داشتیم می‌آمدیم به من اعلام کرد که جناب سروان قبل از پرواز دو نفر آمده بودند و همان قسمت که انفجار رخ داد باز کردند. 

گفتم چرا قبل از پرواز به من نگفتی؟ گفت فکر نمی‌کردم. گفتم جریان چه بود؟ گفت دو نفر های لول(رده بالا) متخصص برق از شعبه آمده بودند آن‌جا و آن در را باز کردند. من به آنها اعلام کردم که چرا این‌جا را باز می‌کنید؟ آن‌ها جواب دادند که داریم بازدید می‌کنیم که یک وقت خلبان اسلحه‌ای قایم نکرده باشد. در جلسات مختلف این مطلب را عنوان کردیم که چنین اتفاقی افتاده ولی در هیچ یک  از این جلسات که اعلام کردم قبل از پرواز چنین اتفاقی افتاده هیچ‌کس پیگیر این قضیه نشد که آن دو نفر که بودند».

صولتی در بخشی دیگری هم درباره نتیجه علت‌یابی سقوط هواپیما گفته که «در نهایت تیم بررسی سانحه گفتند که قطعی برق و هیدرولیک بوده ولی علت سانحه را نامشخص اعلام کردند».

علی شهبازی هم که این روزها به خاطر اظهارنظرهایش درباره هواپیمای اوکراینی بیشتر سر زبان‌ها افتاده، در سال ۶۰ عضو ستاد بررسی سوانح هوایی بوده. 

او در همین مستند می‌گوید: «اینکه چهارموتور C-130 بخواهند هم‌زمان باهم خاموش شوند و از کار بیفتند تقریبا می‌توان گفت امکان‌پذیر نیست».

درباره علت سقوط این هواپیما نظرات مختلفی وجود دارد؛ ‌برخی آن را مشکل فنی می‌دانند؛ برخی دیگر هم احتمال خراب‌کاری را مطرح می‌کنند؛‌ مدافعان تز خراب‌کاری، این سقوط را در ادامه ترورهای سال ۶۰ سازمان مجاهدین‌خلق می‌دانند و معتقدند که هر پنج‌ فرمانده شهید سابقه تهدید به ترور داشته‌اند؛ مستند «معمای C-130» نیز تلویحا نفوذ و در نتیجه خراب‌کاری را علت سانحه می‌داند. 


دلیل سقوط اما هر چه بود، هفتم مهر ۱۳۶۰ را به یکی از تلخ‌ترین روزهای جنگ تبدیل کرد؛‌ روزی که شیرینی پیروزی در عملیات ثامن‌الائمه و شکست حصر آبادان را به کام ایران تلخ کرد.

نظرات

نظری ثبت نشده است، اولین نفر باشید

نظر دهید
قوانین ارسال نظر
ایمیل شما منتشر نخواهد شد نظراتی که حاوی توهین باشند منتشر نخواهند شد لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید

مطالب مرتبط